نيشابور و اسفراين [ 1 ] را فتح كرد و به نيشابور رفت و پس از آنكه بر اعمال آن مستولى شد ، يك ماه شهر را در محاصره گرفت . در آنجا چهار تن از مرزبانان ايران بودند ، يكى از آنان امان خواست ، بدان شرط كه شب هنگام بيايند و چون آمدند دروازه را به روى آنان گشود . ولى بزرگترين اين مرزبانان به دژ خود پناه برد تا با هزار هزار درهم با او مصالحه نمودند .
ابن عامر ، قيس بن الهيثم السلمى را بر نيشابور حكومت داد و سپاهى به نسا و ابيورد [ 2 ] فرستاد . اينان نيز مصالحه كردند . و لشكرى ديگر به سرخس فرستاد . مرزبان آنجا براى صد مرد امان خواست ، ولى نام خود را در آن شمار ننوشت . اين بود كه او را كشتند و شهر را به جنگ گرفتند . مرزبان طوس بيامد و با او ششصد هزار درهم مصالحه نمودند . آنگاه به سردارى عبد اللّه بن حازم سپاهى به هرات فرستاد . مرزبان هرات ، به هزار هزار درهم مصالحه كرد .
در اين حال مرزبان مرو بيامد او نيز به هزار هزار و دويست هزار درهم مصالحه نمود و اين كار به دست حاتم بن النعمان الباهلى انجام پذيرفت سپس احنف بن قيس را به طخارستان فرستاد او در راه كه مىرفت ، از هر رستاقى سيصد هزار درهم به مصالحه بستد و در آنجا كسى را برگماشت كه بر ايشان اذان گويد و در آنجا بماند تا او بازگردد . پس به مرو الرود رفت و با مردم نبرد كرد تا منهزم شدند و به محاصره افتادند . مرزبان اين ناحيه از خويشاوندان باذان فرمانرواى يمن بود . او به احنف نامه نوشت تا بدين وسيله با او مصالحه كنند . با او نيز بر ششصد هزار درهم مصالحه كردند . سپس مردم جوزجان و طالقان و فارياب سپاهى عظيم تعبيه كرده به نبرد برخاستند . احنف بر سر آنان تاخت و پس از نبردى سخت و كشتارى بسيار ، آنان را منهزم نمود . احنف به مرو الرود بازگشت و اقرع بن حابس را بر سر بقاياى سپاه دشمن به جوزجان فرستاد . او آن سپاه را منهزم ساخت و شهر را به جنگ بگرفت . بعضى گويند اين فتح به دست امير بن احمر به پايان آمد . پس احنف به بلخ رفت و آن از شهرهاى طخارستان است . مردم بلخ به چهارصد هزار و به قولى هفتصد هزار درهم صلح كردند . احنف اسيد بن المتشمس [ 3 ] را بر آن ديار حكومت داد و به خوارزم در كنار رود جيحون رفت ولى به فتح آن قدرت نيافت و به بلخ بازگشت . اسيد مال بستد و فتحنامه به ابن عامر نوشت .
چون مجاشع بن مسعود به كرمان رفت - چنان كه آورديم - و آنان نقض عهد كرده بودند ، هميد [ 4 ] را بگشود و در آنجا كاخى بود به نام كاخ هميد . آنگاه به سيرجان از شهرهاى كرمان رفت و آنجا را محاصره كرد و به جنگ بگشود و بسيارى از مردمش جلاى وطن كردند . سپس جيرفت را به جنگ بگشود و همه نواحى كرمان را تا قفص در قبضهء اقتدار آورد . ايرانيانى كه از وطنهاى خود آواره شده بودند ، سپاهى ترتيب داده با او به نبرد درايستادند ولى شكست
هامش
[ ( 1 ) ] اسفارين .
[ ( 2 ) ] ابورد .
[ ( 3 ) ] المنشمر .
[ ( 4 ) ] باستانى پاريزى : اخبار ايران . ص 306 ، ظاهرا بميد يا بيمند .