تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 563

مساهمون:

ص٥٦٣
راه دهند تا از سرزمينشان بگذرند . اين نبردها در سال بيست و هشتم و به قولى بيست و نهم و به قولى سى و سوم هجرى واقع شد . در اين جنگ ، ام حرام بدان هنگام كه از دريا بيرون مىآمد ، از مركب خود بيفتاد و بمرد . پيامبر ( ص ) اين خبر به دو داده بود . عبد اللّه بن قيس الجاسى [ 1 ] همچنان در دريا باقى ماند و پنجاه بار ، چه در تابستان و چه در زمستان و چه در دريا و چه در خشكى نبرد كرد و به دو و به ديگران آسيبى نرسيد . تا آنكه روزى به ساحلى از سواحل روم آمد ، جمعى بر آنان شوريدند ، او كشته شد و ملاح نجات يافت . او سفيان بن عوف الازدى را فرمانده كشتىها ساخته بود . بر سر آن مردم لشكر آورد و با آنان جنگيد تا خود و جماعتى از همراهانش به قتل رسيدند .

حكومت ابن عامر بر بصره و فتوح فارس و خراسان

در سال سوم از خلافت عثمان ، ابو موسى از بصره به قصد جنگ با مردم شهر آمد و اكراد با سپاه بيرون آمد ، اينان كافر شده بودند . ابو موسى در عين اينكه مردم را پياده به جنگ مىبرد ، بنهء خود را بر چهل اشتر نهاده بود و از قصر خود بيرون آمد . مردم اعتراض كردند و شكايت به عثمان بردند و خواستند تا او را عزل كند . سردستهء اين شورشيان غيلان بن خرشه بود . عثمان ابو موسى را عزل كرد و عبد اللّه بن عامر بن كريز بن ربيعة بن حبيب بن عبد شمس را كه پسر دايى خودش بود به جاى او حكومت بصره داد . عبد اللّه جوانى بيست و پنج ساله بود . سپاه ابو موسى و سپاه عثمان بن ابى العاص ، از عمان و بحرين بر او اجتماع كردند . عبد اللّه بن عامر ، عبيد اللّه بن معمر را از خراسان به فارس فرستاد و به جاى او عمير بن عثمان بن سعد را حكومت خراسان داد . او نيز تا به فرغانه رسيد ، كشتار بسيار كرد بر هيچ كوره‌اى نگذشت مگر آنكه با گرفتن خراج و جزيه با آنان مصالحه نمود . آنگاه در سال چهارم اميرين احمر اليشكرى را حكومت خراسان داد و عبد الرحمان بن عبيس را حكومت كرمان و عمران بن الفضيل البرجمى را حكومت سجستان . و عاصم بن عمرو در كرمان بمرد . مردم فارس پيمان شكسته ، عليه عبيد اللّه معمر [ 2 ] شورش آغاز كردند . عبيد اللّه بر دروازه اصطخر با آنان مصاف داد . عبيد اللّه كشته شد و سپاهش منهزم گشت . اين خبر به عبد اللّه بن عامر رسيد . مردم بصره را براى نبرد گسيل داشت . عثمان بن ابى العاص را بر مقدمه قرار داد و ابو برزة الاسلمى و معقل بن يسار را بر دو جناح و فرماندهى سواران را به عمران بن حصين داد . اين سپاه گران به اصطخر آمد و كشتارى عظيم كرد . اصطخر را به جنگ گرفتند و سپس آهنگ دارابجرد كرد و از آنجا به اردشير خره و جور رفت . اردشير حره را هرم بن حيان در محاصره گرفته بود . چون ابن عامر فرا رسيد ، آن را بگشود . بار ديگر مردم اصطخر شورش كردند .
هامش
[ ( 1 ) ] قيس المجاسى . [ ( 2 ) ] عبيد اللّه بن عمرو .