تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 561

مساهمون:

ص٥٦١
غنايم ، سه هزار دينار و سهم هر پياده ، هزار دينار شد . پس سپاه خود را به اطراف روان كرد تا به قفصه رسيد . در آنجا جمعى را اسير كرد و غنايم بسيار باز آورد . نيز سپاهى به حصن الاجم فرستاد . جمعى از مردم آن بلاد در آنجا گرد آمده بودند . مسلمانان آنان را محاصره كردند تا به مصالحه گردن نهادند . سپس مردم افريقيه با پرداخت دو هزار هزار و پانصد هزار دينار ، مصالحه كردند . عبد اللّه بن الزبير فتحنامه و خمس غنايم را به مدينه فرستاد . مروان بن الحكم آن غنايم را به پانصد هزار دينار خريد . بعضى از مردم مىگويند ، عثمان همهء غنايم را به او بخشيد و اين درست نيست ، بلكه او خمس خمس غزوهء نخستين را به ابن ابى سرح داد . عبد اللّه بن ابى سرح يك سال و سه ماه در مدينه درنگ كرد ، سپس به مصر بازگشت . چون به هرقل خبر رسيد كه مردم افريقيه با پرداخت آن همه مال ، با مسلمانان مصالحه كرده‌اند بر ايشان خشم گرفت و يكى از سرداران خود را بر سرشان فرستاد تا همانند آن مال از آنان براى خود بستاند . آن سردار به قرطاجنه آمد و آنان را از قصد خود آگاه ساخت . مردم از فرمان او سر برتافتند و گفتند : شما را شايسته آن بود كه ما را در اين حادثه كه دچار آن شده‌ايم ، يارى مىنموديد . اما سردار رومى با آنان نبرد كرد و آنان را درهم شكست و پادشاهى را كه به جاى جرجير آمده بود طرد كرد . او به جانب شام روان شد . در اين احوال مردم شام بعد از على [ ع ] گرد معاويه جمع شده بودند . از معاويه يارى خواست . معاويه به سردارى معاوية بن حديج السكونى سپاهى به يارى او فرستاد . چون به اسكندريه رسيد ، آن رومى هلاك شد و ابن حديج با سپاه خود پيش رفت تا به قونيه رسيد . سردار رومى با سى هزار جنگجو با او روبرو شد . معاويه بن حديج با آنان نبرد كرد و آنان را منهزم نمود و حصن جلولاء را در حصار گرفت ، و آنجا را در تصرف آورد و با غنايم بسيار بازگشت . ابن ابى سرح سپاه به اطراف فرستاد و همه جا سر در فرمان او آوردند و پس از اين فتوحات ، به مصر بازگشت . در اين حال قسطنطين پسر هرقل با ششصد كشتى به جانب اسكندريه تاخت مسلمانان نيز با ابن ابى سرح و معاويه با مردم شام آماده نبرد دريائى شدند . نزديكىهاى صبح كشتىهاى دشمن برسيد و جنگ آغاز شد و شمار كشتگان فزونى گرفت . قسطنطين مجروح شد و با بقاياى سپاه خود ، باز پس نشست . ابن ابى سرح چند روز در آن مكان بماند ، سپس برفت . آن مكان و آن جنگ را ذات الصوارى ناميدند به سبب وجود صوارى ( كشتيها ) در آنجا . اين جنگ‌ها در سال سى و يك و به قولى در سال سى و چهار هجرى واقع شد . قسطنطين به صقليه آمد و مردم را از آنچه گذشته بود آگاه كرد . مردم را از كارهاى او خوش نيامد و در حمام كشتندش .

فتح قبرص

چون ابو عبيده را مرگ فرا رسيد ، عياض بن غنم را كه خويشاوند او بود ، به جاى خود