مردم بصره نيز در همان اوان در منازل خود فرود آمدند . آنان پيش از اين سه بار در آنجا منزل گزيده بودند . مردم دو شهر از عمر براى ساختن خانههايى نيين اجازت خواستند . گفت :
دوست ندارم با شما مخالفت كنم با نى خانه بسازيد . پس در هر دو شهر آتش افتاد و خانهها بسوخت . بار ديگر از او اجازت خواستند كه خانههاى خود را با خشت بسازند . عمر اجازت داد و گفت بدان شرط كه هيچ كس بيش از سه اتاق نسازد و به ارتفاع خانهها نيفزايند .
شما سنت را رعايت كنيد تا دولت همراه شما باشد . ابو هياج بن مالك را بر بصره و ابو الحرباء [ 1 ] عاصم بن الدلف را بر كوفه گماشت . كوفه را چهار ثغر بود . حلوان كه فرمانرواى آن قعقاع بود و ما سبذان كه فرمانرواى آن ضرار بن الخطاب بود و قرقيسيا كه فرمانرواى آن عمر بن مالك بود و موصل كه فرمانرواى آن عبد اللّه بن المعتم [ 2 ] بود . چون اينان از حوزههاى خود به جايى مىرفتند ، براى خود جانشينانى معين مىكردند .
فتح اهواز و سوس ( شوش ) و بعد از آن
چون هرمزان در روز قادسيه شكست خورد ، قصد خوزستان كرد . خوزستان مركز اقليم اهواز است . نخست آنجا را در تصرف آورد و سپس ساير اقليم اهواز را . هرمزان از مردم خوزستان و از يكى از خاندانهاى هفتگانهء ايران بود . اوميسان و دشت ميسان و مناذر و نهر تيرى را در تصرف آورد . عتبه بن غزوان از سعد ، مدد خواست و سعد نعيم بن مقرن و نعيم بن مسعود را به يارى او فرستاد . و آنان را فرمان داد كه در ثغور بصره و ثغور اهواز مقام كنند .
عتبة بن غزوان ، سلمى بن القين و حرملة بن مريطه [ 3 ] از بنى العدويه از بنى حنظله - را روان ساخت و آنان در ميسان از ثغور بصره ، فرود آمدند . و بنى العم بن مالك را كه پيش از اين در خوزستان مكان گرفته بودند به يارى طلبيد . آنان نيز اجابت كردند و از ايشان غالب الوائلى و كليب بن وائل الكلبى به يارى او آمدند . اينان با سلمى و حرمله چنان قرار نهادند كه در مناذر و نهر تيرى شورش بر پا كنند . سلمى و حرمله در روز مقرر سپاه راست كردند و نعيم نيز از اين سوى نهضت كرد و هرمزان را از دو سو در ميان گرفتند . سلمى فرمانده مردم بصره بود و نعيم فرمانده مردم كوفه . و از جانب غالب و كليب نيز مدد رسيد . هرمزان منهزم شد و مسلمانان خلق كثيرى از ايرانيان را كشتند و آنان را تا ساحل دجيل تعقيب كردند و هر چه آن سوى آن بود ، در تصرف آوردند . هرمزان از جسر سوق الاهواز گذشت و نهر دجيل ميان او و مسلمانان فاصله شد . هرمزان درخواست صلح كرد . مسلمانان بر همهء اقليم اهواز جز نهر تيرى و مناذر و آن نواحى از سوق الاهواز كه به غلبه گرفته بودند ، با او صلح كردند . اما پس از چندى
هامش
[ ( 1 ) ] ابو المحرب .
[ ( 2 ) ] المعتمر .
[ ( 3 ) ] قريضه .