تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 534

مساهمون:

ص٥٣٤

حملهء به ايران از سوى بحرين و عزل علاء الحضرمى از بصره سپس حكومت مغيره و ابو موسى

در ايام ابو بكر ، علاء الحضرمى حاكم بحرين بود . عمر او را عزل كرد و قدامة بن مظعون را به جاى او گماشت ولى بار ديگر او را به مقام خود باز گردانيد . ميان علاء و سعد بن ابى وقاص دشمنى بود و اين دشمنى به هنگام نبردهاى اهل رده پديد آمده بود ، كه علاء در آن برترىهايى يافته بود ، چون سعد در قادسيه پيروز شد و در نظرها كار او بزرگتر از كار علاء آمد ، علاء خواست كارى كند كه كار سعد در برابر آن خوار مايه آيد . اين بود كه مردم خود را به نبرد با ايرانيان فرا خواند ، مردم هم به او پاسخ دادند . علاء چند لشكر ترتيب داد و جارود بن المعلى و سوار بن همام و خليد بن المنذر را هر يك بر لشكرى فرماندهى داد و نيز خليد را بر همه سپهسالارى داد و بدون اذن عمر آنان را از دريا گذرانيد . زيرا عمر و پيش از او ابو بكر از بيم غرقه شدن ، او را از اين كار نهى مىكردند . سپاه علاء الحضرمى از دريا گذشت و تا اصطخر پيش رفت . هيربد سردار ايرانيان با او روبرو شد و ميان آنان و كشتىهايشان حايل گشت . خليد در چنين حالى براى سپاه خود ، سخن گفت و گفت كه : شما براى نبرد اينان آمده‌ايد ، كشتىها و اين سرزمين از آن كسى است كه پيروز شود . آنگاه نبرد آغاز شد و در مكانى به نام طاوس جارود و سوار كشته شدند . خليد به سپاه خود فرمان داد كه پياده نبرد كنند . در اين نبرد جمع كثيرى از ايرانيان به هلاكت رسيدند . آنگاه مسلمانان به جانب بصره در حركت آمدند ولى ايرانيان راه بر آنان گرفتند . مسلمانان لشكرگاه زدند و براى خود سنگرها ساختند . چون اين خبر به عمر رسيد ، به عتبة بن غزوان فرمان داد تا سپاهى گران از بصره ، پيش از آنكه همهء مسلمانان هلاك شوند ، به يارى آنان روانه دارد . و علاء را گفت تا با همهء ياران خود از بحرين نزد سعد آيد و در فرمان او باشد . عتبه سپاهى كه شمار جنگجويان آن دوازده هزار بود و كسانى چون عاصم بن عمرو و عرفجة بن هرثمه و احنف بن قيس و امثال آنان در آن حضور داشتند به سردارى ابو سبرة بن ابى رهم - از عامر بن لوى - بدان سوى روانه فرمود . ابو سبره سپاه به جانب ساحل برد تا به خليد و سپاه او رسيد . بعد از واقعهء طاوس ، ايرانيان از هر سو سپاه گرد آورده بودند . چون با يك ديگر روبرو شدند نبردى سخت درگرفت و ايرانيان منهزم شدند و جمعى از آنان به هلاكت رسيدند . مسلمانان غنايم بسيار به دست آوردند . عتبه آنان را به بازگشت فرمان داد و آنان نيز به بصره بازگشتند . پس عتبه از عمر ، اجازت خواست كه به حج رود . عمر او را اجازت داد و حج به جاى آورد و از عمر خواست كه او را از كار معاف دارد . عمر نپذيرفت و او را به كارش باز گردانيد . عتبه بازگشت و در بطن نخله سه سال بعد از جدايى از سعد - بمرد . او ابو سبرة بن ابى رهم را به جانشينى خود معين كرد . عمر نيز در ماه‌هاى باقيماندهء سال ، او را در آن مقام برگماشت . پس از ابو سبره ، مغيرة بن شعبه