و نود هزار ( درهم ؟ ) و نيز گرفتن كرامه دختر عبد المسيح براى شويل [ 1 ] صلح كرد . اين دختر را پيامبر به او وعده داده بود كه پس از فتح حيره از آن او خواهد بود . اما كرامه با پرداخت هزار درهم خود را از او باز خريد . اين وقايع در آغاز سال دوازدهم هجرى واقع شد .
ذكر وقايع بعد از فتح حيره
دهقانان منتظر بودند كه خالد با مردم حيره چه مىكند . چون كار با آنان به صلح انجاميد ، دهقانان از هر ناحيه نزد او آمدند و با او مصالحه كردند كه از حوالى حيره تا فلاليج و جز آن مقدار هزار هزار و به قولى دو هزار هزار درهم ادا كنند . جز آنچه به خاندان ساسانى مىپردازند . خالد بن ضرار بن الازور و ضرار بن الخطاب و قعقاع بن عمرو و مثنى بن حارثه و عتيبة بن النهاس [ 2 ] كه از امراى او بودند ، فرمان داد كه دست به هجوم و غارت يازند و همه سواد را تا سواحل دجله به تصرف آرند . خالد به ملوك ايران نامه نوشت كه : « سپاس خداوندى كه نظام شما را از هم بگسست و كيد و حيله شما را ناچيز گردانيد . و ميان شما اختلاف افكند و اگر ما چنين نمىكرديم به بلايى صعبتر گرفتار مىآمديد . و بعد : در فرمان ما در آييد تا شما و سرزمينتان را رها كنيم و به جاى ديگر رويم و گرنه آنچه بايد ، واقع خواهد شد و شما آن را ناخوش خواهيد داشت . و انجام اين كار بر دست قومى خواهد بود كه همچنانكه شما زندگى را دوست مىداريد ، آنان مرگ را پست مىدارند . » و نيز به مرزبانان ايران نوشت :
« سپاس خداوندى كه قدرت شما را درهم شكست و ميان شما اختلاف افكند و حرمتتان را بر باد داد و شوكتتان را ناچيز گردانيد . و بعد : اگر اسلام بياوريد در امان خواهيد بود . اگر نه جزيه بپردازيد تا در ذمهء من باشيد اگر هيچ يك از اين دو كار نكنيد ، مردمى را بر سر شما مىآورم كه مرگ را دوست مىدارند چنان كه شما بادهگسارى را دوست مىداريد . » ميان ايرانيان پس از مرگ اردشير ، اختلاف افتاده بود . بهمن جادويه با سپاهى در بهر - سير ، كمين گرفته بود . خالد به مدت پنجاه روز به گردآورى خراج و جزيه از سواد مشغول بود .
و ايرانيان گرفتار وضع خويش بودند . خالد يك سال در حيره ماند ايرانيان كسى را كه به پادشاهى بردارند ، نمىيافتند . زيرا شيرويه همه كسانى را كه از خاندان بهرام گور بود كشته بود . چون نامهء خالد در رسيد زنان خاندان ساسانى گرد آمدند و فرخزاد پسر بندو را پادشاه كردند تا بعدها كسى را كه همه دربارهء آن هم رأى باشند ، بيابند .
جرير بن عبد اللّه البجلى پس از فتح حيره به خالد پيوست . سبب آمدن او نزد خالد آن بود كه اين عبد اللّه در شام در فرمان خالد بن سعيد بن العاص بود . از او خواسته بود تا اجازتش دهد نزد ابو بكر رود و از او بخواهد كه قومش را كه در ميان اعراب پراكندهاند
هامش
[ ( 1 ) ] شريك .
[ ( 2 ) ] عينية بن الشماس .