تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 491

مساهمون:

ص٤٩١
صلوبا بود . او با پرداخت ده هزار دينار با خالد مصالحه كرد . خالد دينارها را بگرفت و به سوى حيره راند . اشراف حيره با اياس بن قبيصة الطائي كه پس از نعمان بن منذر بر آن ديار رياست يافته بود ، بيرون آمدند . خالد آنان را به اسلام يا جزيه يا جنگ فرا خواند . آنان پرداخت نود هزار درهم را به عهده گرفتند . و گويند كه ابو بكر خالد را فرمان داده بود كه از ابله آغاز كند و از پائين عراق بدان سرزمين داخل شود . ابو بكر به عياض بن غنم نوشت كه قصد عراق كند و او از مضيح يعنى از بالاى عراق آغاز كند . قعقاع بن عمرو التميمى [ 1 ] و عياض بن عبد غوث [ 2 ] الحميرى را به يارى خالد فرستاد . مثنى بن حارثة الشيبانى نيز از ابو بكر اذن خواسته بود كه در غزوه عراق شركت كند و ابو بكر هم به او اذن داده بود و او پيش از رسيدن خالد به عراق ، به آن ديار قدم نهاد . ابو بكر به مثنى و حرمله و مذعور [ 3 ] و سلمى [ 4 ] نوشت كه در ابله به خالد پيوندند . با اينان هشت هزار سوار بود و با خالد ده هزار سوار . خالد در مقدمهء خود ، مثنى و پس از او عدى بن حاتم را روان داشت و خود از پى آنان برفت . ميان هر لشكرى يك روزه راه فاصله بود و بنا نهاد كه همه در مكانى به نام حفير گرد آيند و با دشمن نبرد آغاز كنند . فرمانرواى اين مكان يكى از اساورهء ايران بود به نام هرمز . او در خشكى با عرب و در دريا با هنديان همواره در نبرد بود . هرمز به كسرى اردشير نامه نوشت و او را از حادثه آگاه ساخت و با ياران خود به كاظمه روى نهاد و به حفير فرود آمد . و قباد و انوشجان را كه از نسل اردشير بزرگ بودند ، طلايه فرستاد . اين جنگجويان با زنجيرهايى به هم بسته شده بودند كه از جنگ نگريزند . چون خالد آگاه شد كه ايرانيان پيش از او به حفير آمده‌اند ، سپاه خود را به كاظمه برد . هرمز پيش از او به كاظمه بازگشت . اعراب را با هرمز سخت كينه بود . زيرا او با همسايگان عرب خود ، به بدى رفتار مىكرد . خالد سپاه خود را در جايى كه آب نبود رو به روى سپاه ايران قرار داد . و در پاسخ لشكريان خود گفت : خداوند آب را به هر يك از اين دو گروه كه بيشتر در رزم پاى فشرند ، ارزانى خواهد داشت . پس خداوند ابرى فرستاد . و آبگيرهايى را كه پشت سپاه خالد بود پر آب نمود . چون سپاه خالد فرود آمد ، خالد به ميدان آمد و مبارز طلبيد هرمز به مبارزت بيرون آمد . هر دو پياده بودند . چند ضربت رد و بدل شد . خالد او را مغلوب ساخت . ياران هرمز به يارى او تاختند ولى خالد او را به قتل آورد ، آنگاه قعقاع بن عمرو حمله كرد و آنان را بكشت . ايرانيان به هزيمت شدند و مسلمانان از پى آنان تاختند . اين نبرد ، نبرد ذات السلاسل ناميده شد . خالد ، جامه‌هاى هرمز را خود برداشت . گويند كلاه او صد هزار دينار مىارزيد . خالد خبر اين پيروزى و خمس غنايم را براى ابو بكر فرستاد . خالد به راه خود ادامه داد ، تا در مكان امروز بصره فرود آمد ، و مثنى بن الحارثه را از
هامش
[ ( 1 ) ] التيمى . [ ( 2 ) ] عياض بن عوف . [ ( 3 ) ] مدعور . [ ( 4 ) ] سلمان .
تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 491 | ابن خلدون / عبد المحمد آيتى