همراه آنان در عمان و مهره نبرد كند و چون از آن كار فراغت يافتند به يمن باز گردند . عكرمه روان شد و پيش از آنكه آنان به يمن رسند به آنان پيوست . ابو بكر سفارش كرده بود كه به راى عكرمه كار كنند و از آنجا با جيفر و عياذ مكاتبه آغاز كردند . خبر رسيدن اين سپاه به لقيط رسيد .
شهر دبا را لشكرگاه كرد ، در حالى كه لشكر جيفر و عياذ در صحار بود . جيفر و عياذ [ 1 ] نزد ، حذيفه و عرفجه و عكرمه كس فرستادند و ايشان با بعضى از سران سپاه لقيط مكاتبه كردند ولى آنان سر به فرمان نياوردند . پس دو لشكر دل بر جنگ نهادند لقيط زن و فرزندش را پشت صفوف لشكر خود جاى داده بود . مسلمانان خواستند روى در گريز نهند كه جماعتى از بنى ناجيه به ياريشان آمدند . سردار ايشان خريت بن راشد بود و نيز جمعى از عبد القيس به سردارى سيحان بن صوحان . اين امر سبب شد كه دشمن منهزم گردد و مسلمانان پيروز گردند و قريب به ده هزار تن را بكشند و زنان و فرزندان را به اسارت گيرند و پيروزى را به كمال رسانند . پس اموال را تقسيم كردند و خمس آن را همراه با عرفجه نزد ابو بكر فرستادند . اين خمس هشتصد رأس [ برده ] بود . حذيفه در عمان ماند و عكرمه به مهره رفت . او از مردم عمان و ساكنان حوالى آن از ناحيهء ازد و عبد القيس و بنى سعد [ 2 ] از تميم سپاهى گرد آورد و بر مهره حمله آورد . در شهر دو گروه بودند كه بر سر رياست با يك ديگر كشمكش داشتند . يكى از اين دو گروه فرمان عكرمه را گردن نهاد و با مسلمانان همدست شد ، تا آن گروه ديگر را شكست دادند و رئيسشان را نيز بكشتند . در اين جنگ ، غنايم بسيار به دست مسلمانان افتاد ، از جمله دو هزار اشتر اصيل بود . مسلمانان با گرفتن اين غنايم ، نيرومند گشتند و همه مردم آن نواحى اسلام آوردند . اينان مردم نجد و روضه و ساحل و جزاير و مر و لبان و جيروت [ 3 ] و ظهور الشحر [ 4 ] و صبرات [ 5 ] و ذات الخيم بودند كه همه دعوت اسلام را پذيرا گشتند . عكرمه اين بشارت را به ابو بكر رسانيد و خود با ديگران چنان كه ابو بكر گفته بود ، به سوى مهاجرين ابى اميه به يمن رفتند .
رفتن فرستادگانى به عراق و صلح حيره
چون خالد از كار يمامه فراغت يافت در محرم سال دوازدهم هجرى ابو بكر او را فرمان داد كه به عراق و فرج الهند [ 6 ] - كه همان شهر ابله در منتهاى درياى فارس در جهت شمالى و نزديك بصره است - برود و مردم ايران و ديگر امتهايى را كه در آن سرزمين هستند به اسلام فرا خواند . خالد از يمامه به عراق راند و گويند كه نخست نزد ابو بكر آمد سپس از مدينه روانهء عراق شد و در بانقيا و باروسما و اليس از قراء سواد ، فرود آمد . اين ناحيه از آن ابن
هامش
[ ( 1 ) ] عياد .
[ ( 2 ) ] سعيد .
[ ( 3 ) ] جيره .
[ ( 4 ) ] الشمر .
[ ( 5 ) ] فرات .
[ ( 6 ) ] مرج الهند .