تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 27

مساهمون:

ص٢٧
قبطيان از خاندان شاهيشان پير مردى به نام دلوكه را به پادشاهى برداشتند و در ضمن اخبارشان از او ياد خواهيم كرد . ان شاء اللّه تعالى . بنى اسرائيل از عمالقهء حجاز چيزى در دست ندارند . و مىگويند كه عمالقهء شام از فرزندان عملاق بن يفاد ( به تفخيم فاء ) پسر عيصو يا عيصاب يا عيص پسر اسحاق پسر ابراهيم عليه السلام‌اند . و بر طبق آن دو رأى ، فراعنهء مصر از آنهاست . اما كنعانيان كه طبرى مىگويد از عمالقه‌اند به نظر اسرائيليان از فرزندان كنعان بن حام‌اند كه در بلاد شام پراكنده شدند و آنجا را به تصرف خود درآوردند . و بنى عيصوى مذكور نيز با آنها در آن سرزمين بودند و ايشان را بنى يدوم مىگفتند چون بنى اسرائيل در ايام يوشع بن نون بدان ديار آمدند همه آن سرزمينها را از آنان گرفتند . زناتهء مغرب هم مىپندارند از عمالقه‌اند و اين درست نيست . اما اميم برادران عملاق بن لود هستند . سهيلى گويد : اميم به فتح همزه و كسر ميم و به ضم همزه و فتح ميم هر دو روايت شده ولى دومى شايعتر است . و من به خط بعضى از مشاهير اميم به تشديد ميم ديدم . و گويند كه اينان نخستين كسانى بودند كه خانه ساختند و ديوارها را از سنگ كردند و سقف را از چوب . سرزمينشان چنان كه گويند سرزمين ايران بود از اين رو برخى از نسب شناسان ايرانى معتقدند كه از فرزندان اميم هستند . و كيومرث كه ايرانيان خود را به دو منسوب مىدارند ، اميم بن لود است و اين درست نيست ، از تيره‌هاى اين قوم فرزندان و بار بن اميم‌اند كه در ريگستان عالج ميان يمامه و شحر سكونت داشتند و از شدت باد هلاك شدند . اما عرب بائده از فرزندان ارفكشاد بن يقطان بن عابر بن شالخ ابن ارفكشادند و عبارتند از جرهم و حضور و حضرموت و سلف . حضور در رس سكونت داشتند و كافر و بت‌پرست بودند . خداوند پيامبرى از خود ايشان بر ايشان مبعوث نمود به نام شعيب بن ذى مهدم [ 1 ] ولى او را تكذيب كردند و همگان چون امم ديگر هلاك شدند . اما جرهم در سرزمين يمن بودند و به زبان عبرانى سخن مىگفتند . بيهقى گويد : يعرب بن قحطان چون بر عاد در يمن پيروز شد و آن را تصرف نمود برادران خود را بر آن اقاليم حكومت داد ، جرهم بر حجاز تسلط يافت و عاد بن قحطان بر بلاد عاد اولى يعنى شحر و يقطن بن قحطان بر عمان . پايان كلام بيهقى . و گويند كه جرهم در حجاز فرود آمد پس از ايشان بنى قطور بن كركر بن عملاق به سبب خشك سالى كه در يمن پديد آمده بود به حجاز آمدند و همچنان در مكه بودند تا قضاياى اسماعيل و پيامبرى او پيش آمد و به او ايمان آوردند و به يارى او برخاستند و ولايت خانهء
هامش
[ ( 1 ) ] مهرع .