تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 26

مساهمون:

ص٢٦
آنها سرزمين حجاز را فتح كردند و آن را از دست عمالقه بيرون آوردند و يثرب و نواحى آن و خيبر را گرفتند و از بقاياى ايشان هستند يهود بنى قريظه و بنى النضير و بنى قينقاع و ديگر يهود حجاز . و ما به ذكر آن خواهيم پرداخت . از آن پس در سايهء دولت روم پادشاهى از سر گرفتند . روميان اذينة بن سميدع را بر مشارف شام و جزيره از ثغور خود امير كردند و آنان را در سرزمينهاى ميان خود و ايران مسكن دادند و اين ملك اذينة بن السميدع همان است كه نام او در اين شعر آمده است :
أ زال اذينة عن ملكه * و اخرج عن اهله ذا يزن
و بعد از او حسان بن اذينه بود و بعد از او ظرب [ 1 ] بن حسان بن بدياه منسوب به مادرش و بعد از او عمرو بن ظرب كه ميان او و جذيمة الابرش جنگهايى بود . جذيمه او را كشت و بر سرزمينش مستولى شد و اين آخرين عمالقه بود . و ما در جاى خود شرح آن را خواهيم آورد . و چنان پنداشته‌اند كه عمالقهء مصر نيز اين عمالقه‌اند زيرا يكى از ملوك قبطى از پادشاه عمالقه در شام ، به نام وليد بن ذومغ يا به قولى ثوران بن اراشة بن فادان بن عمرو بن عملاق يارى طلبيد و پادشاه مصر با او همراه شد و قبطيان را برده ساخت . جرجانى گويد : بدين سبب عمالقه ، مصر را تصرف كردند و گفته‌اند كه فرعون زمان ابراهيم از عمالقه بود و سنان بن الاشل بن عبيد بن عولج بن عمليق نام داشت . همچنين فرعون زمان يوسف هم از ايشان بود و ريان بن وليد بن فوران نام داشت و فرعون زمان موسى هم از ايشان بود و وليد بن مصعب بن ابى اهون بن الهوان نام داشت و بعضى گويند كه نام او قابوس بن مصعب بن معاوية بن نمير بن السلواس بن فاران بود . و آنكه بعد از ريان بن الوليد بر مصر پادشاهى يافت طاشم بن معدان بود . پايان كلام جرجانى . و نيز گويند كه : ريان فرعون زمان يوسف بود و قبطيان او را نقراوش مىخواندند . و وزير او فوطيفار [ 2 ] ، همان عزيز مصر است كه به يوسف ايمان آورد . و سرزمين فيوم باتلاق بود ، يوسف به نيروى وحى و حكمت آنجا را خشك كرد تا نيكوترين زمينهاى مصر گرديد . پس از ريان پسرش دارم بن الريان و بعد از او معدانوس به پادشاهى رسيدند و معدانوس بنى اسرائيل را برده ساخت . كلبى گويد : قبطيان مىگويند كه او فرعون زمان موسى بوده است . و مورخان گويند كه وليد بن مصعب مردى نجار بود و از خاندان شاهى نبود پس به سردارى نگهبانان شاهى رسيد ، و بر پادشاه غلبه يافت و خود زمام امور را در دست گرفت و فرمانروائى عمالقه را پايان داد . و چون از پى موسى ( ع ) رفت و در دريا غرق شد بار ديگر پادشاهى به قبطيان رسيد .
هامش
[ ( 1 ) ] طرف . [ ( 2 ) ] اطفير .