تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 28

مساهمون:

ص٢٨
كعبه را از او به ارث بردند ، تا آنگاه كه خزاعه و كنانه بر آنها غلبه يافتند و جرهم از مكه بيرون آمدند و به ديار خود به يمن رفتند تا به هلاكت رسيدند . اما حضر موت به سبب نزديك بودن زمانشان به اعراب عاربه در شمار آنان هستند نه از اعراب بائده . زيرا اعراب عاربه در نسلهاى متأخر باقى مانده‌اند . مگر اينكه بگوييم كه همگان بعد از دوره‌هاى نخستينشان رفتند و در كنده مندرج شدند و در زمرهء آنان درآمدند . پس به اين اعتبار همه هلاك شده و از ميان رفته‌اند و اللّه اعلم . على بن عبد العزيز گويد : در ميان ايشان پادشاهان تبابعه مشهور و بلند آوازه بوده‌اند . جماعتى از علماء گفته‌اند كه نخستين كسى از ميان آنها كه ملكش گسترش يافت و آوازه‌اش بلند گرديد عمرو الاشنب بن ربيعة بن يرام بن حضر موت بود و پس از او پسرش نمر الازج به جاى او نشست . او صد سال پادشاهى كرد و با عمالقه جنگيد . سپس كريب ذو كراب پادشاهى كرد سپس نمر الازج صد و سى و سه سال پادشاهى كرد و برادرانش در ايام پادشاهى او هلاك شدند ، آنگاه مرثد ذو مروان بن كريب صد و چهل سال حكم راند . او در مأرب مىزيست سپس به حضر موت رفت . سپس علقمة ذو قيعان بن مرثد ذى مروان در حضر موت سى سال پادشاهى كرد ، سپس ذوعيل بن ذى قيعان دو سال پادشاهى كرد و در صنعا نشست داشت و با چين نبرد كرد و پادشاهش را بكشت و شمشيرش به نام ذو النور را از او بستد . سپس ذوعيل بن ذى عيل در حضرموت ده سال پادشاهى كرد . و چون سنان ذوالم را به جنگ چين فرستاد ذوعيل به صنعاء باز آمد و جاى پاى محكم كرد . او نخستين كسى بود از ملوك يمن كه با روم نبرد كرد ، و نخستين كسى است كه حرير و ديبا را به يمن داخل كرد . سپس بدعات بن ذى عيل چهار سال در حضر موت پادشاهى كرد . آنگاه بدعيل بن بدعات پادشاهى يافت و دژها برآورد و پس از خود آثار فراوان برجاى نهاد . پس از او بديع ذوعيل پادشاهى كرد . سپس حماد بن بدعيل در حضر موت به پادشاهى نشست و اوست كه حصن معقرب را بنا كرد و در عهد شاپور ذو الاكتاف با ايرانيان نبرد كرد . و ويرانى به بار آورد و اسير گرفت و پادشاهى او هشتاد سال مدت گرفت . و او از پادشاهان يمن نخستين كسى بود كه در پس پرده نشست . پس از او يشرح ذو الملك بن ودب بن ذى حماد بن عاد از بلاد حضر موت صد سال پادشاهى كرد و او نخستين كسى است كه براى زيردستان خود راتبه تعيين كرد و نگهبانان و روابط گماشت . آنگاه پادشاهى به منعم بن ذى الملك دثار بن جذيمة بن منعم و پس از او به يشرح بن جذيمة بن منعم و پس از او به نمر بن يشرح و پس از او به ساجن بن نمر رسيد و در ايام او حبشه بر يمن غلبه يافت . اينها بودند قبايل اين نژاد از عرب عاربه با همهء كثرت و ملك . تا آنگاه كه منقرض شدند و خداوند دولت آنان را به قحطانيان ارزانى داشت . و ما همه را آورديم مگر آنچه خبرش به ما نرسيده بود . و خداوند وارث زمين است و هر چه بر روى زمين است .
تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 28 | ابن خلدون / عبد المحمد آيتى