تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 30

مساهمون:

ص٣٠

خبر از ابراهيم پدر پيامبران و نسب او تا فالج بن عابر و ذكر اولاد او صلوات اللّه عليهم و احوال ايشان

اكنون به ذكر اهل اين نسب يعنى آنچه ميان اسماعيل و نوح ( ع ) قرار دارد ، چه از آنها باشند و چه از برادران يا از فرزندان ايشان باشند از پيامبران و ملتها و پادشاهان مىپردازيم و از فرزندان اسماعيل ( ع ) سخن مىگوئيم و اين طبقه را به ذكر آنان پايان مىدهيم ، هر چند از حيث زبان عرب نبوده باشند . زيرا اينان نسب خود را از ديگر مردم بهتر نگهداشته‌اند و همهء بشر بنابر بعضى از آراء از اعقاب ايشانند در عين حال معاصران اين طبقه‌اند . پس چنان كه شرط كرده‌ايم كلام را بدان سوق مىدهيم و طبقاتى را كه پس از ايشان آمده‌اند به نحو وافى و كامل بيان مىكنيم . نخست از ستون اصلى اين نسب به توالى و پى در پى آغاز مىكنيم آنگاه به اخبارشان باز مىگرديم . اسماعيل ( ص ) پسر ابراهيم بن آزر است و نام آزر تارح است و آزر نام بت اوست كه بدان ملقب شده است . تارح پسر ناحور است و او پسر ساروخ [ 1 ] به خاء يا ساروغ به غين و گوئيم ساروغ پسر عابر ، يا عنبر پسر شالح يا شليخ پسر ارفكشاد ، پسر سام پسر نوح . و اين نامها عربى نيستند ، از تورات نقل شده و تورات به زبان عبرانى است و مخارج حروف اين زبان با مخارج حروف عربى غالبا مغاير است . در عبرانى گاه حروفى است كه ميان دو حرف از حروف عربى است و عرب آن را به يكى از آن دو حرف باز گردانيده است بنابر اين از اصل خود دور افتاده . يا در حرفى امالهء متوسطه يا امالهء محضه انجام يافته پس كاملا به حرف عله بدل شده . بدين سبب كلمه به اختلاف تلفظ نقل شده و اگر نه شأن اعلام اين است كه در تلفظشان اختلافى نباشد .
هامش
[ ( 1 ) ] اين نام در تورات سروج است .
تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 30 | ابن خلدون / عبد المحمد آيتى