تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 29

مساهمون:

ص٢٩
و اما جرهم ، ابن سعيد مىگويد كه آنها دو امتند ، امتى معاصر عاد بود و امتى از فرزندان جرهم بن قحطان . و چون يعرب بن قحطان بر يمن مستولى شد برادرش جرهم حجاز را در تصرف گرفت و پس از او پسرش عبد ياليل و پس از او عبد المدان بن جرهم سرورى يافتند . پس از او نفيلة بن عبد المدان و پس از او عبد المسيح بن نفيله و پس از او مضاض بن عبد المسيح و پس از او حارث بن عبد المسيح سرورى يافتند . پس از حارث جرهم بن عبد ياليل و پس از او عمرو بن الحارث ، سپس برادرش بشير بن الحارث سپس مضاض بن عمرو بن مضاض به سرورى رسيدند . گويد اين امت دوم همان كسانى هستند كه اسماعيل عليه السلام بر آنها مبعوث شد و از آنان زن گرفت . پايان . اما فرزندان سبا پسر يقطن ، از ميان نرفتند و از آن پس خاندانهايى از آنها در يمن بودند . و از ايشان است حمير و كهلان و پادشاهان تبابعه . اينان در طبقهء دوم جاى دارند . در مسند امام احمد آمده است كه : مردى كه گويند فروة بن مسيك [ 1 ] المرادى بود از رسول خدا صلى اللّه عليه و سلم پرسيد كه سبا نام زن بوده يا مرد يا زمين ؟ گفت : نام مردى بوده كه ده پسر داشته كه شش فرزند او در يمن و چهار فرزند او در شام سكنى گزيده بوده‌اند . اما يمنىها عبارتند از مذحج و كنده و ازد و اشعر و انمار و حمير و شاميان عبارتند از لخم و جذام و عامله و غسان . و ثابت است كه پدرشان قحطان بوده و به عربى سخن مىگفته و آن را از نژادهاى پيش از خود فرا گرفته بوده و فرزندان او نيز به اين زبان سخن مىگفته‌اند . از اين رو است كه آنان را عرب مستعربه گويند . و در ميان پدران قحطان از نوح تا به او هيچ كس به عربى سخن نمىگفته . همچنين برادرش فالج و فرزندان او همه زبانشان عجمى بوده است تا آنگاه كه اسماعيل بن ابراهيم ( ع ) آمد و زبان عربى را از جرهم بياموخت و آن زبان فرزندان او بود . و ايشان از طبقهء سوم‌اند كه آنها را عرب تابع عرب گويند . ما اين نسب را ذكر مىكنيم تا در ميان نژادهاى گذشته و آينده انتظامى پديد آيد و انساب امم را به نحو كامل خواهيم آورد .
هامش
[ ( 1 ) ] مسيق .