تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 475

مساهمون:

ص٤٧٥
مسلمانان را كشته‌اند ، بلكه افزونتر ، مشركين را بكشد . اين تصميم ابو بكر مسلمانان را دلگرم ساخت و سيل صدقات به جانب مدينه روان شد . ابو بكر اسامه را به جاى خود در مدينه نهاد و با جمعى به ذى حسى [ 1 ] و از آنجا به ذو القصه روانه گشت . سپس تا ربذه پيش رفت . قبايل عبس و ذبيان و بنى بكر از كنانه و ثعلبة بن سعد و نزديكانشان از بنى مره ، در آنجا بودند . ميان دو سپاه جنگ درگرفت ، دشمن منهزم شد و ابو بكر كسانى را بر ابرق بگماشت و سرزمين‌هاى آن نواحى را بر فرزندان ذبيان حرام ساخت و به مدينه بازگشت .

مرتد شدن مردم يمن

چون پيامبر وفات كرد ، عتاب بن اسيد امارت مكه و بنى كنانه را داشت و عثمان بن ابى العاص و مالك بن عوف ، امارت بر طايف را : عثمان بر مردم شهر و مالك بر مردم باديه و عكرمة بن ابى جهل امارت بخشى از هوازن را . و عمرو بن حزم ، عهده‌دار نماز مردم نجران بود و ابو سفيان بن حرب ، عامل جمع آورى صدقات آنان و از زمع و زبيد تا نجران به دست خالد بن سعيد بن العاص بود و همهء همدان در فرمان عامر بن شمر الهمدانى . و در صنعاء ، فيروز ديلمى بود و دستيار او دادويه و قيس بن مكشوح المرادى . اينان پس از كشته شدن اسود العنسى بدانجا بازگشتند . و بر جند ، يعلى بن اميه فرمان مىراند و بر مأرب ابو موسى الاشعرى و بر اشعريان وعك ، طاهر بن ابى هاله و بر حضرموت زياد بن لبيد البياض و عكاشة بن ثور بن اصغر الغوثى و بر كنده ، مهاجر بن ابى اميه . و اين مهاجر همان بود كه در غزوهء تبوك رسول خدا ( ص ) ، بر او خشم گرفت و ام سلمه از پيامبر خواست از او خشنود شود و پيامبر ، از او خشنود شد و او را حكومت كنده داد اما مهاجر ، بيمار شد و به كنده نرسيد ، بمرد و زياد ابن لبيد كارهاى او را بر دست گرفت . معاذ بن جبل نيز در يمن قرآن درس مىداد و همواره از اين شهر به آن شهر و از نزد اين قوم به نزد آن قوم در گردش بود . اسود العنسى در زمان حيات پيامبر ، شورش آغاز كرد . پيامبر گاه با نامه و گاه با فرستادن رسولان به معارضهء با او برخاست . تا خداوند او را از ميان برداشت و اسلام چنان كه پيش از آن بود ، به يمن بازگشت . چون رسول خدا ( ص ) وفات يافت يمن پيمان شكنى كرد و در همه جا مردمش مرتد گشتند . سران اين غائله پيروان عنسى بودند كه ميان نجران و صنعاء ، در حركت بودند . اين غائله سبب شد كه عمرو بن حزم و از پى او خالد بن سعيد ، بازگشتند . عمرو بن معديكرب به كوهستان موضع گرفت در برابر فروة بن مسيك و قيس بن مكشوح بايستاد . قيس براى كشتن ابناء ، يعنى فيروز و دادويه و جشنش [ 2 ] حيله‌اى انديشيده بود تا خود بر صنعاء فرمان راند . از اين رو نزد شورشيان اسود كس فرستاد و آنان را به نبرد با ابناء
هامش
[ ( 1 ) ] ذى خسى . [ ( 2 ) ] خشنش .