تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 386

مساهمون:

ص٣٨٦
كعبه است . و آن شمشيرها را چون درى آهنين براى كعبه ساختند و بر آن تعبيه كردند . و گويند نخستين كسى كه بر كعبه جامه پوشانيد و براى آن قفل و بند ساخت تبع بود ، تا آنگاه كه عبد المطلب اين درها را ساخت . پس عبد المطلب براى زمزم حوضى ترتيب داد كه از آن آب مىنوشيدند . اما قومش بر او حسد بردند و شب‌ها آن را ويران ساختند . چون عبد المطلب غمگين شد در خواب ديد كه كسى به او مىگويد : بگو شستشو در آن جايز نيست اين چاه براى كسى است كه در كنار آن فرود آيد ، و آبى بنوشد . چون بگويى چارهء آنان كنى . از آن پس هر كس مىخواست بدان چاه آسيبى برساند در تن او دردى پديد مىآمد . چون مردم دانستند از آسيب رساندن به آن باز ايستادند . سهيلى مىگويد : نخستين كسى كه بر كعبه مسوح و خصف و انطاع پوشيد تبع الحميرى بود . و روايت شده كه چون كعبه را پوشانيد كعبه لرزيد و هر چه بر آن بود ، فرو ريخت . آنگاه خصف بر او پوشيد باز چنان شد . چون بر او ملاء و وصائل پوشيد ، پذيرفتش و از لرزش باز ايستاد . و از كسانى كه اين خبر را نقل كرده‌اند ، قاسم بن ثابت است در كتاب الدلائل . ابن اسحاق گويد : نخستين كسى كه كعبه را جامهء ديبا پوشيد حجاج بن يوسف بود . زبير بن به كار گويد : عبد اللّه بن الزبير نخستين كسى بود كه بر كعبه جامه پوشانيد . و جماعتى از جمله دارقطنى گويد : نتيلة بنت جناب ، مادر عباس بن عبد المطلب ، فرزند خود عباس را در كودكى گم كرد ، او نذر كرد كه اگر فرزند خود را بيابد بر كعبه جامه‌اى بپوشاند او از خاندان شاهى بود و به نذر خود وفا كرد . اين بود اخبار قريش و فرمانرواييشان در مكه . ثقيف كه همسايگان آنان در طايف بودند همواره با ايشان دم از رقابت و همسرى مىزدند . آنان يكى از بزرگترين قبايل هوازن بودند . زيرا ثقيف ، قسى بن منبه بن بكر بن هوازن بود . و طائف پيش از ايشان ، در دست بنى عدوان بود و از بنى عدوان بود : حكيم عرب عامر بن الظرب بن عمرو بن عباد بن يشكر بن بكر بن عدوان . شمارشان افزون شد تا نزديك به هفتادهزار تن رسيدند . پس ستمگرى نسبت به يك ديگر آغاز نهادند و هلاك شدند و شمارشان اندك شد . قسى بن منبه داماد عامر بن الظرب بود و پسرانش در ميان عدوان مىزيستند . چون عدوان روى به ناتوانى نهادند ثقيف بر آنان غلبه يافت و از طائف بيرون راند و سرزمينشان را بگرفت تا آنگاه كه اسلام ظهور كرد و ما در اين باب سخن خواهيم گفت . و اللّه وارث الارض و من عليها و هو خير الوارثين . و البقاء للّه وحده و صلى اللّه على سيدنا محمد و آله و صحبه و سلم .
تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 386 | ابن خلدون / عبد المحمد آيتى