تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 382

مساهمون:

ص٣٨٢
رزاح كس فرستاد و او را به يارى خود فرا خواند . طبرى گويد : چون حليل كليدهاى كعبه را به هنگام پيرى خود به دخترش حبى سپرد ، دختر گفت : من اين كار را به عهدهء كسى مىگذارم تا به جاى تو در كعبه را بگشايد و ببندد . پس اين كار را بر عهدهء ابو غبشان سليم [ 1 ] بن عمرو بن بوى [ 2 ] بن ملكان بن افصى [ 3 ] واگذاشت بعضى مىگويند ابو غبشان پسر حليل بود كه ولايت كعبه را به يك خيك شراب به قصى فروخت . و اين مثل شد كه مىگفتند : « زيانبارتر از معاملهء ابى غبشان » ، نخستين اقدامى كه در اين باب به عمل آمد بيرون آوردن اجازهء حجاج از دست بنى صوفه بود . بدين قرار كه بنى سعد بن زيد مناة بن تميم عهده‌دار اجازهء حجاج از عرفه بودند چون كوچ مىكردند حجاج نيز كوچ مىكردند و چون رمى جمره مىكردند ، حجاج نيز رمى جمره مىكردند . اين مقام از بنى الغوث بن مرة به ايشان رسيده بود . مادر غوث از جرهم بود و فرزندى نمىآورد . پس نذر كرد كه اگر فرزندى آرد ، او را به كعبه تصدق كند تا چون بنده‌اى به خدمت آن برخيزد . نذر او پذيرفته آمد و غوث را آورد . دايىهاى او كه از جرهم بودند ، او را واگذاشتند تا با هر كه به رقابت او برخيزد ، مبارزه كند . پس از اين مقام به او و فرزندانش رسيد . اينان را صوفه مىگفتند . سهيلى گويد : به نقل از پاره‌اى از اهل اخبار - كه ولايت غوث بن مره پيش از ملوك كنده بود . چون آنان منقرض گشتند بنى سعد بن زيد مناة يكى پس از ديگرى به وراثت صاحب آن مقام شدند . چون اسلام آمد آن كار بر عهدهء كرب بن صفوان بن حتات بن شجنه [ 4 ] بود و در بطون تميم از او ياد كرديم . چون آن سال فرا رسيد كه قصى تصميم گرفت كه خود به تنهايى ولايت كعبه را عهده‌دار شود ، برادرانش از قبيلهء عذره بيامدند بر بنى سعد و كنانه و قضاعه تعرض آغاز كردند . چون زمان اجازه رسيد . قصى گفت نه ، ما بدين كار از شما سزاوارتريم ، آنگاه ميانشان كشمكش و جدال درگرفت و قصى بر آنان غلبه يافت . چون خزاعه و بنى كنانه يقين كردند كه قصى آنان را از ولايت كعبه منع خواهد كرد چنان كه ديگران را منع كرده ، براى نبرد با او گرد آمدند و جنگ در گرفت و شمار كشتگان افزون شد . سپس چنان نهادند كه يكى از اشراف عرب ميان آنان حكميت كند و داورى به يعمر بن عوف بن كعب بن عمرو بن عامر بن ليث بن بكر بن عبد مناة بن كنانه بردند او به سود قصى رأى داد . قصى صاحب ولايت كعبه شد و در مكه مستقر گرديد . و قريش را از اطراف به مكه گرد آورد و منازل كنانه را ميانشان تقسيم كرد و كار بر اين پايه بود تا آنگاه كه اسلام ظهور كرد . قصى را از آن پس مجمع ناميدند و شاعر گويد :
قصى لعمرى [ 5 ] كان يدعى مجمعا * به جمع اللّه القبائل من فهر
هامش
[ ( 1 ) ] سليمان . [ ( 2 ) ] لوى . [ ( 3 ) ] قصى . [ ( 4 ) ] سحنه . [ ( 5 ) ] طبرى : ابوكم قصى . . .