تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 316

مساهمون:

ص٣١٦
بود نزد قومش آشكار شد . آنان گفتند اى حارث تو چون بقيلهء ( تره ) سبزى هستى . ابن عبد المسيح عمرو [ 1 ] نام داشت و همان كسى است كه خسرو پرويز او را در باب رؤياى مرزبان نزد سطيح فرستاد . چون اياس بن قبيصه با مسلمانان مصالحه كرد و جزيه بر عهده گرفت ، پادشاهان ايران بر او خشم گرفتند و معزولش نمودند . او نه سال فرمانروايى كرده بود و يك سال و هشت ماه كه از فرمانروايى او گذشته بود ، پيامبر اسلام مبعوث شده بود . چون عمر بن الخطاب به خلافت رسيد ، سعد بن ابى وقاص را براى نبرد با ايران روانه كرد . نخستين اقدام يزدگرد اين بود كه مرزبان حيره را فرمان داد تا قابوس بن قابوس بن المنذر را به جنگ اعراب بفرستد و به او وعده دهد كه ملك آباء و اجدادى را به او باز خواهد داد . قابوس به جانب قادسيه روان شد و در آنجا فرود آمد و به شيوه نعمان براى بكر بن وائل نامه نوشت و آنان را وعده و وعيد داد . اين خبر به معنى [ 2 ] بن حارثة الشيبانى رسيد كه پس از هلاكت برادرش ، مثنى و بيش از رسيدن سعد بن ابى وقاص فرماندهى يافته بود ، او شبانه از ذو قار به راه افتاد و قابوس و همه ياران و خاندانش در قادسيه بودند . او بتاخت و آن جمع را پراكنده نمود و قابوس را نيز بكشت . او آخرين پادشاه آل نصر بن ربيعه بود . با زوال او پادشاهيشان زوال يافت . ( پايان سخن طبرى ، و آنچه از هشام بن الكلبى نقل كرده بود ) . مغيرة بن شعبه ، هند دختر نعمان را به همسرى برگزيد و سعد بن ابى وقاص ، صدقه دختر ديگر نعمان را ، و اين خبر مشهور است و مسعودى و ديگران آن را آورده‌اند ، شمار پادشاهان آل نصر به روايت هشام الكلبى بيست تن است و مدت پادشاهيشان پانصد و بيست سال و به روايت مسعودى بيست و سه تن و مدت پادشاهيشان ششصد و بيست سال و گويد : مدت آبادانى حيره تا آنگاه كه به هنگام بناى كوفه ويران شد ، پانصد سال بود . شهر حيره كه تا ايام معتضد اندك اندك رو به ويرانى نهاده بود ، در آن روزگار به كلى ويران گرديد و به صورت بيابانى بىآب و گياه درآمد . در اخبار آمده است كه خالد بن الوليد به عبد المسيح گفت ، از آنچه ديده‌اى مرا آگاه كن . گفت : بلى در حيره زنى را مىديدم كه سبدش را روى سرش مىنهاد و از آنجا به شام مىرفت و همهء راه ، ديده‌ها و بستان‌هايى در انبوه درختان بود ، اما امروز همه جا ويران است . و اللّه يرث الارض و من عليها و هو خير الوارثين . اين بود ترتيب پادشاهان آل نصر بن ربيعة بن كعب بن عمرو بن عدى ، بنابر آنچه طبرى آورده است و آن را از ابن الكلبى و ديگران روايت كرده است . ولى ميان مورخان - پس از اينكه همه متفقند كه بعد از عمرو بن عدى ، پسرش امرؤ القيس و پس از او پسرش عمرو ، پادشاهى كرده و عمرو ، سومين پادشاه اين سلسله است - در ترتيب آنان اختلاف
هامش
[ ( 1 ) ] معمر . [ ( 2 ) ] مثنى .
تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 316 | ابن خلدون / عبد المحمد آيتى