اگر نيازى برمىآورند اجابت مىكنند ، ولى نعمان آنان را معذور داشت و از نزد آنان در ذو قار به بنى شيبان پيوست . رياست بنى شيبان با هانى بن مسعود بن عامر بن الخطيب بن عمرو المزدلف بن ابى ربيعة بن ذهل بن شيبان و قيس بن مسعود بن قيس بن خالد [ 1 ] ذى الجدين [ 2 ] بود . دانست كه هانى او را يارى مىكند و نه قيس ، زيرا كسرى او را اقطاع داده بود . نعمان اموال و چارپايان و سلاحهاى خود را كه هزار سوار را بسنده بود ، نزد هانى نهاد و به سوى كسرى روان شد . در ساباط زيد بن عدى را ديد ، و به غدر او آگاه شد . چون نزد كسرى آمد ، بر او بند برنهاد و روانهء زندانش كرد تا آنگاه كه به بيمارى طاعون درگذشت و اين امر به نبرد ذو قار كه نبردى ميان ايرانيان و اعراب بود منتهى شد . بدين معنى كه چون نعمان كشته شد كسرى اياس بن قبيصهء طايى را به جاى او به حيره فرستاد ، زيرا در نبرد بهرام ( چوبين ) با او ، قبيلهء طى ، او را يارى كرده بود . در آن روز كسرى از نعمان خواسته بود كه اسبش را به او دهد تا خود را از مهلكه برهاند نعمان نداده بود ولى حسان بن حنظلة بن جنة الطائي كه پسر عم اياس بن قبيصه بود ، او را بر اسب خود سوار كرده و رهانيده بود . كسرى در راه به اياس رسيده بود . اياس اسبى و اشترى به او تقديم داشته بود . پرويز همهء اين امور را در نظر داشت ، از اين رو اياس بن قبيصه را به جاى نعمان گماشت .
چون نعمان بمرد ، اياس نزد هانى كس فرستاد و سلاحهاى نعمان را خواستار شد ، گويند ، چهارصد زره بود و گويند هشتصد زره . هانى امتناع كرد و كسرى خشمگين شد و آهنگ آن كرد كه بكر بن وائل را فرو كوبد . نعمان بن زرعه از بنى تغلب كسرى را اشارت كرد كه تا فصل گرما ، مهلتشان دهد ، آنگاه كه آنان بر گرد آبهاى ذو قار گرد مىآيند .
چون هوا گرم شد و آنان بر اطراف آب ذو قار گرد آمدند نعمان بن زرعه از سوى كسرى نزدشان آمد و آنان را ميان جنگ و اطاعت مخير كرد ، آنان جنگ را برگزيدند . آنكه جنگ را پذيرفت حنظلة بن ثعلبة بن سيار [ 3 ] بود كه او را بر خود امير ساخته بودند . او گفت : اگر تسليم شويد شما را مىكشند و اگر بگريزيد از تشنگى هلاك مىشويد و چه بسا بنى تميم راه بر شما بربندد و كشتارتان كنند .
كسرى اياس بن قبيصه را فرمان نبرد داد و گفت كه سلاحهايى را كه در سلاحخانههاى قطقطانيه و بارق و تغلب هست با خود بردارد . نيز نزد قيس بن مسعود بن قيس بن خالد بن ذى الجدين [ 4 ] كه بر ساحل سفوان [ 5 ] بود ، كس فرستاد تا به يارى اياس رود . ايرانيان با سپاهى عظيم و فيلهايى كه اسواران بر آنها سوار بودند ، آهنگ جنگ كردند . رسول خدا ( ص ) در اين ايام در مدينه بود . گفت : امروز عرب از عجم ، انتقام گرفتند و پيروز شدند . آن روز را به
هامش
[ ( 1 ) ] قيس بن خالد .
[ ( 2 ) ] ذى الخدين .
[ ( 3 ) ] حنظله بن سنان العجلى .
[ ( 4 ) ] ذى الخدين .
[ ( 5 ) ] شقران .