تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 319

مساهمون:

ص٣١٩
انوشيروان پادشاهى كرد . عمرو بن كلثوم سرور تغلب ، در رواقى ميان حيره و فرات به دو حمله‌ور شد و او را بكشت و پرده سرايش را به غارت برد . بعد از او برادرش قابوس بن هند به پادشاهى رسيد . او مردى لنگ بود . يكى از بنى يشكر ، به قتلش آورد . پس انوشيروان يكى از مرزبانان ايران را بر حيره گماشت ولى عرب از او فرمان نبرد تا آنگاه كه منذر بن منذر بن ماء السماء را بر آنان حكومت داد . منذر براى گرفتن انتقام پدرش كه به دست حارث الاعرج الغسانى كشته شده بود به جانب شام روان شد ، حارث در نبرد اباغ ، ( يوم اباغ ) ، او را نيز بكشت . بعد از او ، پسرش نعمان بن المنذر به پادشاهى رسيد او زشت و سرخروى و موى بود . اين نعمان مشهورترين پادشاهان حيره است . اعراب گروه گروه به ديدار او مىآمدند و او را به گرفتن خون پدرش ترغيب مىكردند تا آنگاه كه بر بنى جفنه تاخت و جمعى كثير از اشرافشان را اسير نمود . عدى بن زيد او را واداشت تا كيش نصرانيت برگزيند و دين نياكان خود را ترك گويد . او عدى را به زندان انداخت . كسرى براى رهايى او كس فرستاد اما نعمان او را در زندان به قتل آورد . چون زيد بن عدى باليده شد و به مقام ترجمانى كسرى رسيد ، او را عليه نعمان برانگيخت . نعمان با خسرو پرويز در نبرد با روميان شركت جست . در اين نبرد ايرانيان شكست خوردند ، نعمان بر اسب خود يحموم [ 1 ] ، نشست و خود را برهانيد و حال آنكه كسرى اسبش را از او طلبيده بود و نعمان نداده بود . آن حال ، اياس بن قبيصة الطائي از اسب خود فرود آمد و كسرى بر آن سوار شد و خويشتن را از مهلكه برهانيد . پس از اين واقعه نعمان نزد خسرو پرويز آمد و او به قتلش آورد و اياس بن قبيصه را به حكومت حيره فرستاد ولى عرب از او فرمان نبرد زيرا از قتل نعمان خشمگين بودند . و در سال سوم بعثت ، نبرد ذو قار ميان آنان و ايرانيان درگرفت و چون اياس بمرد همواره ايرانيان بر حيره فرمان مىراندند تا آن ديار به تصرف مسلمانان در آمد . بيهقى گويد : دين بنى نصر ، بت‌پرستى بود . و نخستين كسى كه از آنان به نصرانيت گرائيد ، نعمان بن الشقيقه بود . بعضى گويند نه ، آخرين نعمان بود . عرب فرزند او ، منذر را در آن نواحى به فرمانروايى برگزيد ولى او به دست سپاه ابو بكر ( رض ) كشته شد . و در تواريخ الامم آمده است كه ، همهء ملوك حيره از بنى نصر و جز ايشان بيست و پنج تن بودند و مدت ششصد سال پادشاهى كردند . و اللّه اعلم . و اين ترتيب برابر است با آنچه طبرى و جرجانى آورده‌اند . و اللّه وارث الارض و من عليها و هو خير الوارثين .
هامش
[ ( 1 ) ] تخوم .