بازگشت و در سال 362 بار ديگر بيرون آمد . ابو تغلب پسر عم خود ، ابو عبد اللّه بن حمدان را براى مقابله با او روانه داشت ، او را منهزم ساخت ، نخست اسير كرد و سپس آزاد نمود .
مادر باسيليوس [ 1 ] را برادرى بود كه به امر وزارت او برخاسته بود و هم او بود كه توطئه قتل پسر شمشقيق را به سم ، ترتيب داده بود . آنگاه ، باسيليوس ، پسر رومانوس ورد معروف به سقلاروس را به عنوان دمستق به حكومت فرستاد . ولى او در سال 365 سر به عصيان برداشت و خود را پادشاه خواند . باسيليوس بر او غلبه يافت . آنگاه ورد بن منير يكى از سرداران باسيليوس خروج كرد و از ابو تغلب بن حمدان يارى خواست و سرزمينهاى اطراف را بگرفت ، و سپاهيان باسيليوس را بارها منهزم ساخت . پس ورديس بن لئوى را كه برادرزادهء نيكفوروس بود ، آزاد ساخت و او را با سپاهى براى نبرد با ورد ، روان داشت . ورديس او را شكست داد . ورد بن منيز به ميافارقين گريخت و از عضد الدوله يارى خواست . باسيليوس در باب او ، به عضد الدوله پيام فرستاد عضد الدوله جانب باسيليوس را گرفت و ورديس را دستگير كرد و در بغداد به بند افكند . پسرش صمصام الدوله ، او را پس از پنج سال كه در بند بود ، آزاد ساخت بدان شرط كه اسيران مسلمان را آزاد كند ، و چند دژ از دژهاى روم را در اختيار او گذارد و بر بلاد اسلام دست به غارت نزد . پس روان شد و بر ملطيه استيلا يافت و به قسطنطينيه رفت و آنجا را در محاصره گرفت و ورديس پسر لئوى را بكشت باسيليوس از پادشاه روم يارى طلبيد و خواهر خود را به او داد سپس با ورديس چنان مصالحه كرد كه هر چه دارد ، در دست او بماند .
ورديس پس از اندك مدتى بمرد و باسيليوس بر كارها سوار شد و ساز نبرد بلغار كرد . بلغاريان را شكست داد و كشورشان را بگرفت و چهل سال در آنجا ستم كرد . و آنگاه كه منجوتكين امير دمشق ، بر سر ابو الفضائل ، پسر سيف الدوله امير حلب لشكر كشيد ، او از باسيليوس يارى خواست و باسيليوس به يارى او آمد ولى از منجوتكين شكست خورد . و بازگشت . بار ديگر شهر را در محاصره گرفتند . باسيليوس به يارى ابو الفضائل آمد و منجوتكين از حلب دور گرديد و به حمص و شيزر راند و آنجا را تصرف كرد . و طرابلس را در محاصره گرفت و ابن مروان با واگذاشتن ديار بكر ، با او مصالحه نمود . آنگاه دوقس ، دمستق را به پيشباز او فرستاد . و امير مصر ، ابو عبد اللّه بن ناصر الدوله بن حمدان را با لشكرى بفرستاد ، او را منهزم ساخت و بكشت .
باسيليوس در سال چهارصد و ده بمرد . هفتاد و اند سال از پادشاهى او گذشته بود پس از او برادرش قسطنطين به جايش نشست نه سال پادشاهى كرد ، بمرد و سه دختر بر جاى نهاد . دختر نخستين را روميان بر خود پادشاه كردند ولى زمام كارها را پسر دايى رومانوس كه با او ازدواج كرده بود به دست داشت و كم كم بر مملكت روم استيلا يافت . ميخائيل دايى رومانوس در دولت او سخت نفوذ داشت و همواره زنش را وسوسه مىكرد . ملكه به دو متمايل
هامش
[ ( 1 ) ] بسيل .