روزگار پادشاهى او ، همه ايام خلافت مقتدر و قاهر و راضى و متقى را در بر گرفت . آنگاه ميان روميان افتراق افتاد . يكى از سرداران به نام استفانوس در برخى نواحى سر برداشت و رومانوس بطرك كرسى قسطنطينيه را پادشاه خواند . ( پايان سخن مسعودى ) و در دنباله اين سخن گويد :
جميع سالهاى روميان نصرانى شده از روزگار قسطنطين ، پسر هلنا تا زمان ما ، يعنى سال سيصد و سى هجرى ، پانصد و هفت ، سال است و شمار پادشاهانشان چهل و يك تن . و ايام آنان تا آغاز هجرت ، صد و هفتاد و پنج سال بود .
در تاريخ ابن اثير آمده است كه رومانوس چون از جهان رخت بربست دو كودك خردسال بر جاى نهاد . دمستق عهد او ، قرقاش [ 1 ] بود و ملطيه را از دست مسلمانان در سال سيصد و بيست و دو گرفت . امور ثغور بر عهده سيف الدولة بن حمدان بود و قرقاش مرعش و عينزربه [ 2 ] و دژهاى آن دو را در تصرف گرفت .
سيف الدوله بلاد روم را زير پى سپرد تا به خرشنه و صارخه رسيد و چند دژ را مسخر ساخت و بازگشت . رومانوس نيكفوروس را دمستق ساخت . دمستق در نزد آنان نام كسى است كه بر جانب شرقى خليج قسطنطينيه حكومت مىكند جايى كه در اين روزگار از آن پسر عثمان است .
چون رومانوس هلاك شد دو كودك خردسال بر جاى نهاد . و نيكفوروس در بلاد مسلمين بود . چون بازگشت بزرگان روم گردش را گرفتند و او را به سرپرستى آن دو كودك برگزيدند و تاج بر سرش نهادند . او در سال سيصد و پنجاه و يك به حلب لشكر كشيد و سيف الدوله را منهزم ساخت و شهر را گرفت و قلعه را در محاصره افكند . مدافعان قلعه مقاومت كردند و خواهر - زاده پادشاه در اين محاصره كشته شد . او نيز همه اسيرانى كه در نزدش بودند به قتل آورد .
نيكفوروس در سال 354 [ 3 ] شهر قيساريه را ساخت تا آن را لشگرگاهى عليه مسلمانان قرار دهد .
مردم طرسوس از او بيمناك شدند و از او امان خواستند . او نيز به طرسوس آمد ، مردم را امان داد و شهر را در تصرف آورد و مصيصه را به جنگ بگرفت . سپس برادر خود را در سال 359 با سپاهى به حلب روان داشت . او حلب را بگرفت و ابو المعالى پسر سيف الدوله به بيابان گريخت قرغويه [ 4 ] پس از آنكه مدتى در قلعه مقاومت نمود ، با او مصالحه كرد تا او بازگشت . سپس مادر آن دو پادشاه يعنى مادر پسران رومانوس كه در تكفل او بودند ، از او به وحشت افتاد ، و با پسر شمشقيق [ 5 ] ( زيميسكس ) توطئه كرد و در سال 360 او را كشت پسر بزرگ رومانوس ، باسيليوس ، زمام امور ملك را به دست گرفت . او پسر شمشقيق را دمستق ساخت و او برادر نيكفوروس و پسرش ورديس و پسر لئوى را در بند كرد و به رها و ميافارقين رفت . و در آن نواحى دست به قتل و غارت گشود . ابو تغلب بن حمدان ، امير موصل با او به مال ، مصالحه كرد و
هامش
[ ( 1 ) ] قوقاش .
[ ( 2 ) ] عرزربه .
[ ( 3 ) ] 356 .
[ ( 4 ) ] مرعويه .
[ ( 5 ) ] شميشق .