تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 273

مساهمون:

ص٢٧٣
درياى روم بسط يافته بود . مسلمانان در آغاز جانب جنوبى آن را چون شام و مصر و افريقيه و مغرب گرفتند و از خليج طنجه گذشتند و همه اندلس را از دست گوتها و جلالقه بيرون آوردند و كار روم ، رو به ضعف نهاد و چون هر امت ديگرى ، به نهايت ناتوانى رسيد . فرنگان نيز از سوى اندلس و الجزاير در برابر حملات عرب واقع شدند سپاهيان عرب به هنگام تابستان به سرزمين‌هايشان تاخت مىآورد روزگارى به سردارى عبد الرحمان الداخل و فرزندانش در اندلس و روزگارى به سردارى ابو عبد اللّه الشيعى و فرزندانش در افريقيه . اعراب جزاير درياى روم را چون صقليه و ميورقه و دانيه و امثال آنها را از دست آنان بگرفتند . تا آنگاه كه آن دولت روى به ضعف نهاد و از آن سوى ، دولت فرنگان نيرومند شد و هر چه را مسلمانان گرفته بودند ، جز اندك باريكه‌اى به طول چهارده مرحله ، در سواحل درياى روم ، همه را باز پس گرفتند و بر همهء جزاير درياى روم ، مسلط شدند . سپس به سرزمين شام و بيت المقدس كه مسجد پيامبرانشان بود و خاستگاه دينشان ، روى نهادند . در آخر قرن پنجم بر شهرها و دژها و سواحل آن چنگ انداختند . گويند كه مستنصر عبيدى ، آنان را بدين هجوم دعوت كرد و برانگيخت تا پادشاهان سلجوقى را كه به سوى شام و مصر پيش مىآمدند ، مشغول دارد و ميان آنان و خود سدى قرار دهد . پادشاه فرنگان در اين ايام ، بالدوينوس بود و دامادش روژه [ 1 ] پادشاه صقليه در طاعت او بود . اين دو همدست شدند و در سال چهارصد و نود و يك به سوى قسطنطينيه روان گشتند تا از آنجا راهى به سوى شام بيابند . پادشاه روم نخست مانع شد سپس بدان شرط كه اگر آنجا را تصرف كردند ملطيه را به او دهند اجازت داد . شرطش را پذيرفتند و به بلاد پسر قتلمش [ 2 ] كه در آن روزگار بر مريه و اعمال آن و ارزن الروم و اقصرا و سيواس استيلا يافته بود ، غلبه يافتند . پس از فتح اين شهرها ميان آنان و روميان در قسطنطينيه فتنه‌اى عظيم برخاست و هر يك از آنان ، از ملوك مسلمين كه در ثعور شام و الجزيره بودند ، يارى خواستند . فتنه‌اى عظيم آفاق را فرا گرفت و نزديك به صد سال دوام يافت و كشور روم سخت در كاست و نابودى افتاد . روژه ، امير صقليه از سوى دريا قسطنطينيه را مورد حمله قرار داده بود و از بنادر آن هر چه سفاين تجار و كشتىهاى جنگى بود ، همه را در تصرف گرفت . گئورگيوس پسر ميخائيل كه سردار نيروهاى درياى او بود ، در سال پانصد و چهل و چهار به بندر قسطنطينيه آمد و قصر پادشاه را زير باران تير گرفت . به راستى براى روم ، از هر سو شوربختى پديد مىآمد . در اواخر قرن ششم فرنگان بر قسطنطينيه مستولى شدند و چنان بود كه پادشاه روم در قسطنطينيه خواهر فرنسيس پادشاه بزرگ فرنگ را به زنى گرفته بود و از او صاحب پسرى شد . روزى برادر پادشاه ، به او حمله‌ور شد ، او را گرفت و چشمانش را ميل كشيد و به جاى او پادشاه قسطنطينيه گرديد . اين پسر به فريادخواهى نزد دايى خود رفت و از عم خود شكايت نمود .
هامش
[ ( 1 ) ] روجيه . [ ( 2 ) ] قلطمش .