تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 267

مساهمون:

ص٢٦٧
سخت خورد چنان كه چهل هزار كشته داد و خود زخم خورده از معركه نجات يافت . در سال صد و نود به هنگام تابستان رشيد با صد و سى و پنج هزار سپاهى - جز مطوعه - به روم درآمد . و سريه‌هايى نيز به اطراف روان داشت . خود بر در هرقله فرود آمد و آنجا را بگشود و شمار اسيران كه از روم گرفته بود ، به شانزده هزار تن رسيد . نيكفوروس جزيه پذيرفت و شرط كرد كه هرقله را آبادان نسازد . نيكفوروس در خلافت امين ، بمرد و پسرش استروراسيوس [ 1 ] قيصر ، جانشين او شد . مأمون در سال دويست و پانزده به بلاد روم لشكر كشيد . چند دژ را بگشود و به دمشق بازگشت . سپس به او خبر رسيد كه پادشاه روم به طرسوس و مصيصه لشكر كشيده و از مردم آنجا هزار و ششصد تن كشته است . از اين رو بازگشت و بر در انطيغوا [ 2 ] لشگرگاه زد تا آنجا را به صلح بگشود ، آنگاه معتصم را روانه داشت و او سى دژ از دژهاى روم را گشود و يحيى بن اكثم را نيز با سپاهى روان داشت او نيز فتوحاتى كرد و مأمون به دمشق بازگشت . سپس به بلاد روم داخل شد و بر در شهر لؤلؤه لشگرگاه زد و صد روز در آنجا درنگ كرد و به سردارى عجيف مولاى خود سپاهى به لؤلؤه فرستاد . پادشاه روم بازگشت و با عجيف نبرد كرد . مأمون به يارى عجيف سپاه فرستاد . پادشاه روم از شهر بيرون شد و عجيف آنجا را به صلح بگشود . آنگاه مأمون خود به روم روان شد و سلغوس ( سلوكيه ؟ ) را بگشود و پسرش عباس را براى فتح ديگر شهرها بفرستاد . و شهر طوانه [ 3 ] را كه يك ميل در يك ميل بود بنا كرد و براى آن چهار دروازه قرار داد و در سال دويست و هجده در همين غزوات ، درگذشت . در ايام او ، قسطنطين بر مملكت روم غلبه يافت و پسر نيكفوروس را از آنجا طرد كرد و در سال دويست و بيست و سه معتصم عموريه را گرفت و داستان آن در اخبار معتصم معروف است . پايان سخن ابن عميد . و ما اخبار بطرك‌ها را از زمان فتح اسكندريه ، از تاريخ او نياورديم زيرا نيازى بدان نمىديديم . ولى مقام اعلاى بطركى از اسكندريه به روم رفت . و آن مقام از آن ملكىها بود . و او را بابا ( پاپ ) يعنى پدر پدران مىخواندند و در مصر نصاراى معاهد و ملوك نوبه و حبشه يعقوبى بوده‌اند . اما مسعودى ، ترتيب قياصره را بعد از هجرت و فتح اسلامى چنان آورده است كه ابن عميد مىگويد : در ميان مردم مشهور چنان است ، كه هجرت و ايام خلافت شيخين در عصر هراكليوس بوده است . و حال آنكه در كتب سير آمده است كه هجرت در عهد قيصر پسر موريكيوس بوده و پس از او ايام ابو بكر مصادف با سلطنت پسرش قيصر ، بوده است . و ايام عمر مصادف با پادشاهى هراكليوس ، پسر قيصر و فتح آن ديار در عهد او صورت بسته ، و او بود كه با حملات ابو عبيده و خالد بن وليد و يزيد بن ابو سفيان از شام بيرون شد ، و در قسطنطينيه استقرار
هامش
[ ( 1 ) ] استبران . [ ( 2 ) ] انطواغوا . [ ( 3 ) ] طوليه .
تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 267 | ابن خلدون / عبد المحمد آيتى