تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 268

مساهمون:

ص٢٦٨
يافت و پس از او در ايام عثمان موريكيوس پسر هراكليوس بود و در ايام على و معاويه ، موريكيوس پسر موريكيوس و بعد از او قلفط ( ؟ ) پسر موريكيوس در اواخر ايام معاويه و ايام يزيد و مروان بن حكم . و معاويه با او و پدرش موريكيوس مكاتبه داشت ، و آنكه ميان آن دو در آمد و شد بود ، غلام معاويه نياق بود . اين قيصر معاويه را به پادشاهى بشارت داد و خبر داد كه عثمان كشته مىشود و خلافت به او مىرسد . و به هنگامى كه به جنگ با على [ ع ] مىرفت پسرش قلفط ( ؟ ) را با او فرستاد . آنگاه سپاه معاويه به سردارى يزيد پسرش ، بر در قسطنطينيه فرود آمد و به هنگام محاصرهء آن شهر ابو ايوب انصارى كشته شد . بعد از قلفط پسر موريكيوس ، لئوى پسر قلفط ، در ايام عبد الملك بن مروان پادشاه شد و پس از او جيرون پسر لئوى در ايام وليد و سليمان و عمر بن عبد العزيز . از اين پس مسلمانان سخت بر سر روميان تاختند و با آنان در دريا و خشكى جنگ در پيوستند و مسلمه به قسطنطينيه آمد و كشور روم آشفته شد . در اين ايام جرجيس از مردم مرعش پادشاه بود . او نوزده سال حكومت كرد ولى از خاندان شاهى نبود . و اوضاع همچنان آشفته بود تا آنگاه كه قسطنطين ، پسر لئوى [ 1 ] به پادشاهى رسيد . زمام امور او به دست مادرش بود زيرا هنوز خردسال بود . پس از اونيكفوروس ، پسر استروراسيوس [ 2 ] در ايام رشيد پادشاهى كرد . ميان او و رشيد جنگ‌هايى بود . عاقبت فرمانبردار شد و جزيه پرداخت . سپس پيمان بشكست و رشيد به جانب او راند و هرقله را كه يكى از بزرگترين شهرهاى روم بود ، در سال صد و نود بگشود . نيكفوروس پس از او ، سر بر خط انقياد نهاد و همه شروط را بر خود هموار ساخت . پس از او استروراسيوس پسر نيكفوروس در ايام امين پادشاه شد . قسطنطين ، پسر قلفط بر او پيروز شد و در ايام مأمون سلطنت روم يافت . تئوفيلوس در ايام معتصم بود . معتصم زبطره را از او باز پس گرفت و عموريه را فتح كرد و هر چه از نصارى در آن شهر بود ، همه را بكشت . سپس در ايام واثق و متوكل و منتصر و مستعين ميخائيل پسر تئوفيلوس به پادشاهى رسيد . آنگاه در ميان روميان خود نزاع برخاست و تئوفيل پسر ميخائيل را بر خود پادشاه كردند . سپس باسيليوس صقلبى كه از خاندان شاهى نبود بر پادشاهى استيلا يافت و پادشاهى او ايام معتز و مهتدى و پاره‌اى از ايام معتمد را در بر مىگرفت . پس از او اليون پسر باسيليوس در اواخر ايام معتمد و سال‌هاى نخستين ، خلافت معتضد ، به سلطنت رسيد . و پس از او اسكندروس آمد كه روميان را سيرت او ناخوش آمد و خلعش كردند و برادرش لاوى پسر اليون را در باقى ايام معتضد و ايام مكتفى و سال‌هاى نخستين خلافت مقتدر به پادشاهى برداشتند . و چون او بمرد ، پسر خردسالش قسطنطين به پادشاهى رسيد ، ولى كارها در دست رومانوس [ 3 ] بود و دخترش را به او داد . او را دمستيكوس [ 4 ] مىخواندند و هم او بود كه با سيف الدوله حمدانى ، امير شام نبرد كرد .
هامش
[ ( 1 ) ] البون . [ ( 2 ) ] استيراق . [ ( 3 ) ] ارمنوس . [ ( 4 ) ] دمستق .
تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 268 | ابن خلدون / عبد المحمد آيتى