او كرسى خود را ترك گفت و سيزده سال غيبت كرد ، ده سال در زمان ايرانيان و سه سال به هنگام استيلاى مسلمانان . پس عمرو بن العاص او را امان داد ، بازگشت و در سال سى و نهم هجرت درگذشت و اغاثوا به جاى او آمد . هفده سال در آن مقام ببود .
چون كنستانس پسر قسطنطين در سال سى و هفتم هجرت - چنان كه گفتيم - بمرد پسرش يوستى نيانوس [ 1 ] در قسطنطينيه بر روميان پادشاهى يافت و دوازده سال سلطنت كرد و در سال پنجاه درگذشت . پس از او تيبريوس هفت سال حكومت كرد در ايام او يزيد بن معاويه به سركردگى سپاه مسلمانان در قسطنطينيه جنگيد . نخست آنجا را در محاصره گرفت سپس محاصره را برداشت . ابو ايوب انصارى به هنگام محاصرهء شهر ، به شهادت رسيد او را بر آستان شهر دفن كردند . چون باز گرديد اهل شهر را تهديد كرد كه اگر متعرض قبر او شوند همهء كنيسههايشان - را در شام ويران خواهد ساخت .
پس تيبريوس قيصر ، در سال پنجاه و هشت بمرد و اوگوستوس قيصر به جاى او نشست .
در ايام پادشاهى او ، اغاثوا بطرك يعقوبيان قبطى در اسكندريه درگذشت و يوحنا جانشين او شد . آنگاه آگوستوس قيصر كشته شد . يكى از غلامانش او را در سال ( ) به قتل آورد و پسرش استفانيوس به جايش نشست . او در زمان عبد الملك بن مروان بود . در سال شصت و پنج هجرى عبد الملك به بناى مسجد الاقصى درافزود و صخره را در حرم داخل كرد .
استفانيوس خلع شد و لئوى جانشين او شد . او نيز در سال هفتاد و هشت وفات كرد . تيبريوس هفت سال پادشاهى كرد و در سال هشتاد و سه درگذشت . پس يوستينوس [ 2 ] به جايش نشست و او معاصر وليد بن عبد الملك بود . وليد بن عبد الملك مسجد بنى اميه را در دمشق بنا كرد . گويند كه او چهارصد صندوق كه هر صندوق چهار صد هزار دينار بود صرف بناى آن نمود . و از جمله كارگران دوازده هزار مرمر تراش بودهاند . و گويند ششصد زنجير طلا از سقف آن آويزان بوده ، جهت آويختن قنديل . بدانسان كه ديدگان را خيره مىساخت و مسلمانان را مفتون تماشا مىكرد ، پس عمر بن عبد العزيز آنها را فرود آورد و به بيت المال بازگردانيد .
چون وليد بن عبد الملك آهنگ افزودن در بناى مسجد نمود فرمان داد تا كنيسهء نصارى را خراب كنند . اين كنيسه چسبيده به مسجد بود موسوم به كنيسهء ماريوحنا . كنيسه را داخل در مسجد كرد . گويند كه عبد الملك خواسته بود كه كنيسه را به او واگذارند ولى آنان نپذيرفته بودند . وليد بن عبد الملك چهل هزار دينار عوض داد باز هم امتناع كردند ، اين بود كه آن را خراب كرد و چيزى هم به آنان نداد . نصارى از اعمال او به عمر بن عبد العزيز ، شكايت بردند و نامهء خالد بن وليد و عهد نامهء او را كه مىگفت نه كنيسهها را خراب كنند و نه در آنها مسكن سازند ، به او نشان دادند . عمر بن عبد العزيز بر آن چهل هزار دينار چيزى
هامش
[ ( 1 ) ] يوطيانوس .
[ ( 2 ) ] سطيانوس .