تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 264

مساهمون:

ص٢٦٤
در دمشق نوشت كه او را به مال يارى دهد . ولى منصور با باهان كينهء ديرينه داشت و مال خود را به هنگام رهانيدن او از محاصره قسطنطينيه ، خرج كرده بود . از اين رو از پرداخت مال پوزش خواست و كار عرب را در چشم او آسان نمود . آن سردار براى رويارويى با مسلمانان از دمشق روانه شد و در جابية با آنان نبرد كرد پس منصور بن سرحون عامل دمشق با گروهى كه با اندك مالى كه داشت فراهم كرده بود ، از پى او روان شد . شب هنگام مشعل‌ها بيفروختند و بر طبل‌ها كوفتند و در بوق‌ها دميدند . سپاه روم پنداشت كه اعراب از پس آنان آمده‌اند و اينك آنان را در محاصره افكنده‌اند . اين بود كه رو به گريز نهادند بعضى در دره‌اى سرنگون شدند و بعضى به دمشق و ديگر شهرهاى روم گريختند . باهان به طور سينا پناه برد و در آنجا رهبانيت اختيار كرد و در همانجا بمرد . مسلمانان باقى سپاهيان روم را به همراهى منصور تا دمشق دنبال كردند و دمشق را شش ماه در محاصره گرفتند و از دروازه‌ها بالا رفتند . پس منصور عامل روم ، براى روميان از خالد امان طلبيد . خالد امان داد . و از دروازهء شرقى به شهر داخل شد . روميانى كه ديگر دروازه‌ها را نگه مىداشتند چون شنيدند بگريختند و دروازه‌ها را واگذاشتند و اميران ديگر از دروازه‌هاى ديگر نبرد كنان داخل شهر شدند و منصور ندا مىداد كه خالد آنان را امان داده است . مسلمانان لختى اختلاف كردند سپس متفقا روميان را امان دادند . و خبر اين امان به اسكندريه بردند ، در حالى كه عمرو بن العاص آن را گشوده بود بدين طريق كه از دريا گذشتند و امان خالد را به آنان رسانيدند . هراكليوس در سال بيست و يكم هجرى و سال سى و يكم پادشاهىاش درگذشت . پس از او قسطنطين در شهر قسطنطينيه به پادشاهى روم نشست . او را يكى از زنان پدرش ، پس از شش ماه كه از پادشاهىاش ، مىگذشت بكشت . و برادرش هراكليوس ، پسر هراكليوس به جايش نشست . مردم او را بدشگون دانستند . از پادشاهى عزلش كردند و به قتلش آوردند كنستانس [ 1 ] ، پسر قسطنطين را پادشاهى دادند او شانزده سال پادشاهى كرد و در سال سى و هفتم هجرت بمرد . در ايام او به سال بيست و چهارم هجرى معاويه با روم نبرد كرد . معاويه در آن ايام از سوى عمر بن الخطاب ، فرمانرواى شام بود . او شهرهاى بسيارى را تسخير كرد و باز آمد . سپس سپاهيان مسلمان را به قبرس در جهت دريا برد و از آنجا چند دژ را بگشود و بر مردم جزيه نهاد . و اين در سال بيست و هفتم هجرى بود . چون عمرو بن العاص اسكندريه را گشود براى بنيامين ، بطرك يعقوبيان امان نوشت و او پس از سه سال از نهانگاه خود بازگشت و چنان كه گفتيم هراكليوس او را در سال اول هجرت ولايت داده بود . ايرانيان مصر و اسكندريه را به هنگام محاصره قسطنطينيه در ايام هراكليوس به مدت ده سال در تصرف داشتند . و چون ايرانيان بطرك ملكى را بر سر كار آوردند
هامش
[ ( 1 ) ] قسنطينوس .