تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 5

مساهمون:

ص٥
نمىدهد و نه در دانستنش سودى است و نه در ندانستنش زيانى . و اللّه الهادى الى الصواب . اكنون در انساب مردم جهان بطور كلى سخن آغاز مىكنيم و شرح و تفصيل آن را به جاى خود وامىگذاريم و مىگوييم كه : نسب شناسان معتقدند كه پدر نخستين آدميان آدم ( ع ) بوده است . در قرآن نيز چنين آمده است . اما برخى از ضعفاى اهل خبر گفته‌اند كه جن و طم دو امت بوده‌اند پيش از آفرينش آدم . ولى اين قولى ضعيف و متروك است . آنچه ما از آدم و ذريه او مىدانيم همان‌هاست كه در قرآن كريم آمده است و در نزد همهء پيشوايان معروف است . اينان مىگويند كه زمين به فرزندان آدم نسلى پس از نسل ديگر آبادان گشت ، تا زمان نوح ( ع ) . و در ميان آنها پيامبرانى پديد آمدند چون شيث و ادريس و نيز چند پادشاه و طوايفى صاحب افكار و عقايد چون كلدانيان يعنى موحدان و سريانيان كه مشرك بودند . و گويند كه صابئان از مردم اين زمان بودند و از فرزندان صابىء پسر لمك پسر اخنوخ و كيش آنها پرستش ستارگان بود و مىخواستند كه ستارگان از روحانيت خود چيزى به آنان ارزانى دارند . و از اين گروه بودند كلدانيان يعنى موحدان . ابو اسحاق صابى كاتب ، در انساب و عقايد صابئين رساله‌اى نوشته است . همچنين داهر مورخ سريانى و باباى صابى حرانى اخبار صابئين را ذكر كرده‌اند و از استيلايشان بر جهان سخن گفته‌اند و پاره‌اى از سنن و نواميس آنها را آورده‌اند . البته آثارشان از ميان رفته است . بعضى مىگويند كه سريانيان از اين نژادها بودند . همچنين نمرود و آزدهاق معروف به ضحاك ، از پادشاهان ايران ، از آنها بودند . ولى محققان اين را درست نمىدانند . همه متفقند كه طوفانى كه در زمان نوح و به دعاى او رخ داد آبادانى را از روى زمين برانداخت و از آنان نيز كه با او در كشتى نشستند فرزندى نماند . پس همهء مردم روى زمين از نسل او هستند . و نوح پدر دوم نوع بشر است . و نوح پسر لامك يا لمك است و لمك پسر متوشالح [ 1 ] ( به فتح لام و به سكون آن ) و او پسر خنوخ يا اخنوخ يا اشنخ يا اخنخ است كه به روايت ابن اسحاق اخنوخ همان ادريس پيامبر است . و او پسر يرد يا يا رد پسر مهللئيل [ 2 ] يا ماهلايل است و او پسر قاين يا قينان [ 3 ] پسر انوش يا يانش است و او پسر شيث پسر آدم است . معنى شيث عطا اللّه است . ابن اسحاق و ائمهء ديگر اين گونه نسب معين كرده‌اند و در تورات نيز چنين آمده است و در ميان ائمه خبر در اين اختلافى نيست . اما آنچه ابن اسحاق دربارهء خنوخ مىگويد كه او همان ادريس صلوات اللّه عليه است با نظر ديگر نسب‌شناسان مخالف است ، زيرا در نظر آنان ادريس جد نوح نبوده است و نيز در ستون انساب او از ادريس ذكرى نشده است . و حكماى پيشين مىگويند كه ادريس همان هرمس است كه از پيشوايان مشهور حكمت به شمار است . نيز مىگويند كه صابئان از فرزندان صابىء بن لامك‌اند و او برادر نوح عليه السلام
هامش
[ ( 1 ) ] متوشلح در همه جا . [ ( 2 ) ] مهلائيل . [ ( 3 ) ] قينن .