تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 4

مساهمون:

ص٤
گفت : نسب‌شناسان از اينجا دروغ گفته‌اند ، يعنى از عدنان تا هر چه فرا رود ، سهيلى اين روايت را از طريق ابن عباس منكر شده و گفته است كه آن را ابن مسعود روايت كرده . نيز سهيلى از ام سلمه حديثى روايت كرده كه پيامبر ( ص ) در نسب خود گفت : معد بن عدنان بن - ادد بن زند بن يرى [ 1 ] بن اعراق الثرى و ام سلمه گفت : زند ، هميسع و يرى ، نبت يا نابت گياهى است و اعراق الثرى ( خاك نمناك ) اسماعيل است و اسماعيل پسر ابراهيم است و ابراهيم را آتش تباه نكرد ، همچنانكه ثرى ( خاك نمناك ) را تباه نمىكند . سهيلى اين تفسير ام سلمه را رد مىكند و درست هم هست . او مىگويد كه معنى آن ، معنى سخن پيامبر است كه گفت : همه فرزندان آدم هستيد و آدم از خاك است . و نيز هميسع و آنكه بعد از اوست نمىتوانند فرزند صلبى اسماعيل باشند . در تأييد آن بايد گفت كه ميان عدنان و اسماعيل فاصلهء بسيارى است حتى محال است كه بگوييم ميانشان چهار يا هفت يا ده يا بيست پدر قرار دارد زيرا فاصلهء زمانى از اين هم بيشتر است و ما در آنجا كه از نسب عدنان سخن مىگوييم ، از آن ياد خواهيم كرد . پس در آن حديث براى يكى از آن دو گروه جاى تمسك نماند . اما اينكه روايت كرده‌اند كه علم انساب چيزى است كه نه در دانستن آن سودى است و نه در ندانستنش زيانى ، كسانى چون جرجانى و ابو محمد بن حزم و ابو عمر يوسف بن عبد البر رفع اين حديث را به پيامبر ( ص ) ضعيف دانسته‌اند . حق اين است كه هر يك از دو طريق را نه مىتوان بطور مطلق رد كرد و نه قبول ، زيرا شناخت انساب وقتى پردور نرود در برخى از امور شرعيه چون تعصيب و ولايت و عاقله و وجوب آگاهى از زندگى پيامبر ( ص ) و نسب خليفه و فرق ميان عرب و غير عرب در آزادى و بردگى - البته در نزد كسانى كه چنين شرطى قايلند چنان كه پيش از اين گفتيم - و نيز در امور عادى چون خويشاوندى ، امرى ضرورى است . و سود آن در اقامهء ملك و دين آشكار است . پيامبر ( ص ) و اصحابش نسب به مضر مىرسانيدند و از آن پرس و جو مىكردند . و از پيامبر ( ص ) روايت شده كه گفت : از انساب خود آنچه را موجب خويشاوندى شما مىشود فرا گيريد . و در همه اين روايات مراد انساب نزديك است . اما پيچيدن در انساب دور كه براى صحت آنها به دشوارى مدركى حاصل شود و به سبب طول زمان و از ميان رفتن طوايف و نسلها ، جز به نيروى شواهد و قراين به اثبات نرسند ، عملى مكروه است . همچنانكه بعضى از اهل علم چون مالك و ديگران بر اين عقيده‌اند . زيرا آدمى را به كارى وا مىدارد كه براى او فايدتى در بر ندارد . معنى سخن رسول خدا ( ص ) كه گفت : از عدنان به آن طرف نسب شناسان دروغ مىگويند نيز همين است ، كه از آن زمان سالهاى بسيار گذشته و همهء آثار آن از ميان رفته و چيزى از يقين كه موجب شادمانى دل گردد ، به دست
هامش
[ ( 1 ) ] زيد البرى .
تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 4 | ابن خلدون / عبد المحمد آيتى