تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 228

مساهمون:

ص٢٢٨
سپس هامليكار پسر خود هانيبال [ 1 ] را به قرطاجنه حكومت داد . به بلاد افرنج گام نهاد و شهرهايشان را بگرفت و آنان را مغلوب كرد . آنگاه سرداران رم به جانب او لشكر راندند ولى او آنان را به هزيمت داد و برادر خود هاسدروبال [ 2 ] را به اندلس فرستاد و او آنجا را به تصرف درآورد . سرداران رومى تا جاى او را خالى ديدند ، پس از آنكه جهل دژ را در صقليه گشودند به افريقيه لشكر بردند و آنجا را تسخير نمودند و غشول خليفهء هانيبال را در آنجا كشتند و شهر جردا را فتح كردند . گروهى ديگر از سرداران رومى به اندلس لشكر كشيدند و هاسدروبال را منهزم ساختند و آن قدر از پى او رفتند تا به قتلش آوردند . و برادرش هانيبال پس از سيزده سال كه در بلادشان كر و فرى مىكرد از آنجا بگريخت . و آن چنان بود كه هانيبال نخست رم را محاصره كرد و در اطراف آن كشتار بسيار نمود و به افريقيه پيوست . در آنجا با سرداران رومى كه به افريقيه لشكر كشيده بودند رو به رو شد . سرداران رومى منهزمش ساختند و در قرطاجنه به محاصره‌اش افكندند . تا آنگاه كه درخواست كرد تا سه هزار قنطار نقره به غرامت دهد و ميانشان صلح افتد و سرداران رومى پذيرفتند و جنگ به پايان آمد . بار ديگر هانيبال پادشاهان سريانى را در نبرد با روميان مدد كرد . در اين جنگ بود كه او را زهر دادند و بمرد . روميان چون از اين نبردها خلاصى يافتند به اندلس بازگشتند و آنجا را در تصرف آوردند . سپس از دريا گذشته به قرطاجنه قدم نهادند و آنجا را فتح كردند و پادشاهش را كشتند و شهر را ويران كردند ، در آن ايام نهصد سال از بناى آن و هفتصد سال از بناى رم گذشته بود . سپس ميان روميان و پادشاه نوبه جنگ افتاد . پادشاه نوبه كه منهزم شده بود از بربرها يارى خواست و به يارى آنان به قفصه وارد شد و پس از آنكه بر مخازن آن كه اركلش جبار پادشاه روم بنا كرده بود دست يافت . آنجا را در تصرف آورد . ولى روميان آنان را شكست دادند . اين جنگ‌ها در عهد بطلميوس اسكندر واقع شد . در اين هنگام سرداران روم براى تجديد بناى قرطاجنه كه بيست و دو سال از ويرانى آن مىگذشت تصميم گرفته بودند . بارى شهر قرطاجنه - چنان كه بعدا خواهيم گفت - آبادان شد و به كشور روم پيوست .
هامش
[ ( 1 ) ] انبيل . [ ( 2 ) ] اشدريال .