تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 227

مساهمون:

ص٢٢٧
كشتار بسيار كرد و صفوا پسر اليفاز دليرى خويش نشان داد . پس صفوا به سوى كتيم گريخت و در آنجا بزرگى يافت و در ميان مردم افريقيه و امت‌هاى مجاور كتيم از اموال و جز آن ، اثرى نيكو بخشيد . پس او را زن دادند و بر خود پادشاه ساختند . گويند كه او نخستين كسى است كه در بلاد اسپانيا پادشاهى يافت . پادشاهى او پنجاه و پنج سال مدت گرفت . آنگاه پسر كريون شانزده پادشاه از اعقاب او مىشمارد كه آخرينشان روملوس بانى شهر روم است . معاصر داود . روملوس از داود بيمناك بود ، پس شهر روم را بنا كرد و آن را به نام خود ناميد و مردمش را رومى خواند منسوب به روم . آنگاه پس از روملوس پنج پادشاه مىشمارد و مىگويد كه پنجمين آنان خواست تا زنى را از شويش به زور بستاند آن زن خود را كشت ، شوهرش نيز پادشاه را ، در معبد به قتل رسانيد . از آن پس مردم روم همگان تصميم گرفتند كه هيچ پادشاهى بر آنان فرمان نراند . و سيصد و بيست تن شيوخ برگزيدند تا تدبير امور كشور را بر دست گيرند . و كارهايشان نيز به نحو شايسته‌اى پيش مىرفت تا آنكه قيصر غلبه يافت و خود را پادشاه خواند و پس از او ديگران نيز خود را پادشاه خواندند . پايان سخن ابن كريون . و اين با روايت اوروسيوس ، اختلاف دارد . اين يكى مىپندارد كه بناى روم در عهد داود ( ع ) بوده و اوروسيوس مىگويد در عهد حزقيا چهاردهمين پادشاه بنى يهودا ، از زمان داود . و اين در دو زمان متفاوت است . و ما خبر اوروسيوس را مقدم مىداريم ، زيرا واضعان آن دو تن از مسلمانان بودند كه در قرطبه براى خلفا ترجمه مىكرده‌اند و آن دو معروفند و كتاب را آنان تاليف كرده‌اند . و در اين باب خداوند به حقيقت امور آگاهتر است .

خبر از فتنهء كتيم با مردم افريقيه و خراب كردن قرطاجنه سپس بناى آن به دست كيم كه ايشان لاطين‌هايند [ 1 ]

بناى قرطاجنه هفتاد و دو سال پيش از بناى رم بوده است . اوروسيوس مىگويد : بناى قرطاجنه به دست ديدن پسر اليثا از نسل عيصو پسر اسحاق انجام يافت . در آنجا اميرى بود به نام ملكون و او همان كسى است كه چون بر طرسوس استيلا يافت نزد اسكندر كس فرستاد و او را به طاعت خواند . سپس فرمانرواى افريقيه بر سر هامليكار [ 2 ] ، يكى از پادشاهانشان لشكر كشيد و صقليه را گشود و ميان او و روميان و مردم اسكندريه به خاطر جانبدارى از مردم سردانيه يك سلسله نبردها درگرفت . در اين ايام پنجاه سال از بناى رم گذشته بود . آنگاه ميانشان صلح افتاد و در اين صلح بود كه عتون از ملوك افريقيه گروهى را نزد انطريطش پادشاه مقدونيه و اسكندريه فرستاد و او پادشاه بزرگ روميان بود .
هامش
[ ( 1 ) ] در اين بخش تصحيح همهء نامهاى تحريف شده براى مترجم ميسر نگرديد . [ ( 2 ) ] املقا .