تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 231

مساهمون:

ص٢٣١
اين دو روانهء مصر شدند . در آن روزگاران كلئوپاترا ملكهء مصر بود . او آخرين بطالسه - پادشاهان يونان - در اسكندريه و مصر بود . كلئوپاترا در استحكام كشور خود كوشيد ، در دو كرانهء نيل دو بارو بر آورد ، در جانب غربى از نوبه تا اسكندريه و از جانب شرقى تا فرما . و اين بارو همان است كه آن را امروز حائط العجوز ( باروى پيرزن ) گويند . سپس عليه انطونيوس توطئه‌اى كرد و او را به زناشوئى با خويش بفريفت و به همسرى او درآمد . و انطونيوس دوست خود ميترادات را كشت و بر آوگوستوس بشوريد . پس آوگوستوس بر سر او لشكر برد و به قتلش آورد . و كشور مصر را بگرفت و كلئوپاترا و دو فرزندان او را بكشت . و آن دو پسر ، آفتاب و ماه نام داشتند . آوگوستوس مصر و اسكندريه را بگرفت و اين در سال دوازدهم پادشاهىاش بود و گويد كه : در سال چهل و دوم پادشاهى او مسيح ، سه ماه پس از تولد يحيى متولد شد و در اين ايام درست پنج هزار و پانصد سال از عمر عالم گذشته بود و سى و دو سال از پادشاهى هيرودوس در قدس و به قولى سى و پنج سال از پادشاهىاش ولى همه متفق‌اند كه تولد مسيح در سال چهل و دوم پادشاهى او بوده است . و نيز گويند كه : سياقت تاريخ اقتضا مىكند كه پنج هزار و پانصد سال شمسى از آغاز عالم گذشته باشد : زيرا از آدم تا نوح ، دو هزار و ششصد سال و از نوح تا طوفان ، ششصد سال و از طوفان تا ابراهيم ، دو هزار و هفتاد و دو سال و از ابراهيم تا موسى ، چهارصد و بيست و پنج سال و از موسى تا داود ( ع ) هفتصد و شصت سال و از داود تا اسكندر ، هفتصد و شصت سال و از اسكندر تا تولد مسيح ، سيصد و نوزده سال . [ 1 ] ابن عميد چنين مىگويد - و اينها تواريخ نصارى هستند و در آن جاى ترديد است - و از كلامش چنان بر مىآيد كه قيصر ، كه او را آوگوستوس ناميده است و مىگويد كه مسيح در سال چهل و دوم پادشاهىاش متولد شده ، همان است كه اوكتاويوس خوانده شده و مرگ او در پنج هزار و دويست سال از آغاز آفرينش بوده . و نيز ابن عميد مىگويد كه : پادشاهى او ، در سال پنج هزار و پانصد و پانزده بوده و خدا آگاهتر است كه كدام قول به حقيقت نزديكتر است . بعد از او تيبريوس [ 2 ] قيصر پادشاهى يافت . او مردى آرام بود ، بر همهء آن نواحى مستولى شد . وقايع مسيح در آن زمان بود . يهود بر مسيح ستم كردند و خداوند نيز او را از زمين فرابرد و حواريون پس از او به نشر آئين‌اش پرداختند ، ولى يهود آنان را آزار مىكردند و به حبس مىافكندند تا از تبليغ باز ايستند . پيلاتوس [ 3 ] نبطى فرمانرواى يهود ، نزد تيبريوس از ستمى كه يهود بر مسيح و يحياى معمدان روا داشته بودند و نيز آزارى كه حواريون مىكشيدند ، حكايت كرد و خداوند به او نشان داد كه مسيحيان بر حقند ، پس فرمان داد كه از آنان دست بردارند و
هامش
[ ( 1 ) ] حاصل جمع اين ارقام 7536 سال مىشود ! [ ( 2 ) ] طباريش . [ ( 3 ) ] بلاطس .
تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 231 | ابن خلدون / عبد المحمد آيتى