تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 226

مساهمون:

ص٢٢٦
همان كسى است كه شهر البا را بنا كرد . سپس پادشاهى در اعقاب اينان دوام يافت تا منقرض شدند . از اعقاب ايشان بود برقاش در ايام انقراض ملك كلدانيان ، آنگاه كه در عهد عزيا پسر امصيا از پادشاهان بنى اسرائيل به مازينان و قضاعيان منتقل شد . و در اين ايام چهار هزار و صد و بيست سال از آغاز آفرينش گذشته بود . پس برقاش در ميان لاطين‌ها به فرمانروايى رسيد ، اما به ولايت از جانب مازينان ، كه نه آنان را از اين پيش در جهان آوازه و تفوقى بوده است نه سريانيان را . سپس پادشاهى به پسر و دو نواده‌اش روملوس و روموس [ 1 ] رسيد اين دو همانهايند كه شهر روم را بنا كرده‌اند و در اين ايام چهار هزار و پانصد سال از آغاز خلقت گذشته بود ، در عهد حزقيا پسر آحاز پادشاه بنى اسرائيل . و چهار صد سال و اندى از ويرانى تروا . طول شهر روم از شمال به جنوب بيست ميل بود و عرض آن دوازده ميل و بلندى بارويش چهل و هشت ذراع و پهناى آن ده ذراع و آن استوارترين شهرها بود و همواره دار الملك لاطين‌ها و قيصرهاى ايشان بود تا آنگاه كه اسلام آنان را برانداخت . لاطين‌ها بعد از روملوس روموس و انقراض نسل آنان از فرمانروايى پادشاهان ملول شدند از آن پس ادارهء امور كشور را به شورايى از وزيران سپردند كه آنها را كنسول [ 2 ] ، كه در زبان آنان به معنى وزير است ، سپردند . شمارهء آنان بنا به روايت اوروسيوس هفتاد تن بود . اين روش به مدت هفتصد سال مدت گرفت تا آنگاه كه قيصر يوليوس پسر كايوس [ 3 ] نخستين پادشاهان قياصره - چنان كه بعدا خواهيم گفت - زمام كارها را به دست گرفت . ميان آنان و امم مجاورشان از هر سو ، نبردهايى بود . نخست با يونانيان نبرد كردند ، آنگاه با ايرانيان ، و بر شام و مصر استيلا يافتند . پس جزيرهء اندلس را به تصرف درآوردند و جزيرهء صقليه را گرفتند و افريقيه را زير پى سپردند و قرطاجنه را ويران ساختند . اما مردم افريقيه آنان را پس راندند و رم را در محاصره گرفتند . اين جنگ و فتنه در ميانشان بيست سال يا حدود بيست سال - چنان كه خواهيم آورد - دوام يافت . جماعتى از مورخان معتقدند كه روميان از فرزندان عيصو پسر اسحاق عليه السلام هستند . پسر كريون گويد : اليفاز پسر عيصو را پسرى بود موسوم به صفوا . چون يوسف از مصر بيرون آمد تا پدرش يعقوب را در شهر الخليل دفن كند ، فرزندان عيصو راه بر او گرفتند و ميانشان نبرد درگرفت . يوسف آنان را منهزم ساخت و از آن ميان صفوا پسر اليفاز را اسير كرده به افريقيه فرستاد . صفوا در نزد پادشاه افريقيه به سبب دليرىاش تقرب يافت . در اين حال ميان اغنياس و كتيم در آن سوى دريا نبرد درگرفت . اغنياس كه با مردم افريقيه به نبردشان آمد ،
هامش
[ ( 1 ) ] داموس . [ ( 2 ) ] قنشلش . [ ( 3 ) ] غايش .