سوى او روان شد و مصر را بگرفت و كلئوپاترا و دو فرزند او و انطونيوس را كه او را به همسرى خود گزيده بود بكشت و گويند كه در مجلس خود زهر قرار داده بود و آوگوستوس نيز از آن بخورد و بمرد و خدا داناتر است . با زوال پادشاهى او پادشاهى يونان در مصر و اسكندريه و مغرب منقرض شد و اين سرزمين به دست روميان افتاد تا آغاز فتح اسلامى .
( پايان سخن ابن عميد ) . آنگاه به بيان اختلاف اقوال جماعتى از مورخانشان مىپردازد چون سعيد بن بطريق و يوحناى زرين دهان ، و مسبحى ، و ابن الراهب و ابيفانوس . ظاهرا همه از مورخان نصارى باشند . و البقاء للّه الواحد القهار . سبحانه لا إله غيره و لا معبود سواه .
تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 224
مساهمون: ابن خلدون
ص٢٢٤