داد و اكرامش كرد و دختر خود مريم را به زنى به او داد . و برادرش را به سردارى شصت هزار مرد جنگى به يارى او فرستاد ، بدان شرط كه خراجى را كه روم مىپرداخته او بپردازد .
پرويز پذيرفت و با آن سپاه روانهء آذربايجان شد . در آنجا بندويه [ 1 ] كه از اسارت گريخته بود به آنان پيوست .
آنگاه پرويز به سردارى اسپهبد آذربايجان ، سپاهى به جنگ با بهرام چوبين روانه داشت بهرام شكست خورد و به ترك پناه برد . پرويز به مداين آمد و به شهر داخل شد و بيست هزار هزار دينار ميان روميان پخش كرد و آنان را نزد قيصر روانه داشت . بهرام نزد پادشاه ترك ماند . پرويز پادشاه ترك و زنش را به مال بنواخت ، آنسان كه زن براى كشتن بهرام توطئهاى ترتيب داد و بهرام كشته شد . پادشاه ترك اندوهگين شد و آن زن را طلاق گفت . آنگاه نزد خواهر بهرام كس فرستاد و خواست او را به زنى بگيرد ولى او سرباز زد . پس پرويز براى قيصر هداياى بسيار فرستاد و به او مهربانى نمود . پس از چندى روميان موريكيوس را از سلطنت خلع كردند و كشتند و شخصى به نام فوكاس [ 2 ] را پادشاهى دادند . پسر موريكيوس ، نزد پرويز آمد . پرويز به يارى او سه تن از سرداران خود را فرمان داد . يكى از آنان با سپاهى روان شد و شام و فلسطين را بگرفت و به بيت المقدس داخل شد ، و از اسقفها و كشيشها هر كه در آنجا بود دستگير نمود ، و خواستار چوب صليب شد . آنان صليب را از آنجا كه مدفون بود بيرون آوردند و به او دادند ، او نيز صليب را براى كسرى فرستاد . سردار ديگر روانهء مصر و اسكندريه و بلاد نوبه شد و همه را تسخير كرد و سومى آهنگ قسطنطينيه نمود و بر ساحل خليج لشكرگاه برافراشت . در ممالك روم شورش افتاد ولى كس به اطاعت پسر موريكيوس گردن ننهاد .
چون فوكاس مرتكب اعمال ناپسند شد روميان او را كشتند و هراكليوس [ 3 ] را به پادشاهى برداشتند . نخستين اقدام او لشكر كشى به بلاد كسرى بود و به نصيبين رسيد . كسرى يكى از سرداران خود را به مقابلهء با او روانه كرد . آن سردار به موصل رسيد و روميان را از تجاوز بازداشت هراكليوس از جانبى ديگر بر سپاه ايران تاخت . كسرى سردار خود را به نبرد با او فرمان داد ولى شكست خورد و كشته شد و هراكليوس به دژ كسرى در مداين ظفر يافت و تا نزديكىهاى آن پيش آمد و بازگشت . كسرى در عقوبت سپاهيان شكست خورده مولع بود .
به شهر براز [ 4 ] نوشت و او را از خراسان فرا خواند و او را با سپاهى روانهء نبرد با هراكليوس كرد .
دو سپاه در اذرعات و بصرى به هم رسيدند . سپاه ايران پيروز شد و شهر براز داخل روم شد و ويرانى و قتل بسيار نمود . و همچنان مىكشت و اسير مىگرفت تا به قسطنطينيه رسيد و از آنجا بازگشت . پس كسرى پرويز او را از حكومت خراسان عزل كرد و برادرش را به جاى او
هامش
[ ( 1 ) ] نقدويه .
[ ( 2 ) ] قوفا .
[ ( 3 ) ] هرقل .
[ ( 4 ) ] سخراب .