به كشتار گشود و طمع در ملك بست . سپاهيانى هم كه با او بودند سر به فرمانش نهادند و او به مداين روى نهاد . ماه آذر گشنسب به شهر طيسفون كه پايتخت بود پناهنده شد و اموال و ذخاير و شاهزادگان را با خود بدانجا برد . شهر براز [ 1 ] شهر را در محاصره گرفت . پس بعضى از نگهبانان را بفريفت و آنان شهر را به رويش گشودند . او به شهر درآمد بزرگان ملك را به قتل آورد و اموال بستد و زنان را رسوا ساخت و كسى را روانه داشت تا اردشير را كه تنها يك سال و نيم از پادشاهىاش گذشته بود بكشد . شهر براز بر تخت نشست . او از خاندان شاهى نبود . جماعتى از بزرگان از جمله زادان فرخ پسر شهرداران و ماهياى [ 2 ] تعليم دهندهء سوار كاران ، بر او تاختند و به قتلش آوردند . در اين واقعه بعضى از نگهبانان شاه هم دخالت داشتند كه بر قتل او پيمان بسته بودند . گويند رسم بر آن بود كه چون پادشاه بيرون مىآمد از دو سو صف مىكشيدند روزى شهر براز از ميان آن دو صف نگهبانان مسلح ، مىگذشت او را با نيزه زدند و كشتند و بزرگانى را كه در كشتن اردشير خردسال دست داشته بودند نيز كشتند . سپس بوران دختر پرويز را به پادشاهى برداشتند . او كار دولت را به قاتل شهر براز از گروه نگهبانان به نام پوس فرخ [ 3 ] از مردم اصطخر داد و مرتبهء او را برافراشت و خراج از مردم بيفكند و به مرمت پلها و سدها فرمان داد . سكه ضرب كرد ، و چوبهء صليب را به جاثليق پادشاه روم پس فرستاد .
يك سال و چهار ماه پادشاهى كرد و بدرود زندگى گفت .
پس از او گشنسب بنده [ 4 ] از عموزادگان پرويز را به پادشاهى برداشتند ، او بيست روز يعنى كمتر از يك ماه پادشاهى كرد . سپس آزرميدخت دختر پرويز به پادشاهى رسيد . او از زيباترين زنان خاندان بود . و سردار بزرگ ايران در اين روزگار ، فرخ هرمز اسپهبد خراسان بود از او خواستار زناشوئى شد . آزرميدخت پاسخ داد ، شوى گرفتن بر ملكه حرام است . و او را در يكى از شبها فرا خواند ، فرخ هرمز بر حسب وعده بيامد ، ملكه به رئيس نگهبانان گفته بود كه او را بكشد و او چنين كرد . فردا جسدش را در دربار يافتند و نهان كردند .
چون فرخ هرمز نزد آزرميدخت آمد ، پسر خود رستم را در خراسان به جاى خود قرار داد .
چون از ماجرايى كه بر پدر رفته بود ، آگاه شد با سپاهى بزرگ روانه شد . در مداين فرود آمد و آنجا را در تصرف آورد . و چشمان آزرميدخت را ميل كشيد و او را بكشت و گويند كه او را زهر داد . آزرميدخت شش ماه پادشاهى كرد . بعد از او مردى از نسل اردشير پسر بابك را پادشاهى دادند ولى او چند روز بعد به قتل رسيد . بعضى گويند كه او از فرزندان پرويز بود و خرزاد خسرو [ 5 ] نام داشت . او را در دژ سنگين نزديك مداين يافتند و به مداين آوردند و بر تخت نشاندند سپس بر او شوريدند و به قتلش آوردند .
هامش
[ ( 1 ) ] شهريران .
[ ( 2 ) ] وهب .
[ ( 3 ) ] فروخ بن ماخد شيراز .
[ ( 4 ) ] خشنشده .
[ ( 5 ) ] فروخ زاد پسر خسرو .