تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 203

مساهمون:

ص٢٠٣
چون انوشيروان به پادشاهى رسيد چهار اسپهبد برگزيد . اسپهبد مشرق را ، در خراسان جاى داد و اسپهبد مغرب را ، در آذربايجان و بلاد خزر و بلادى را كه همسايگان در تصرف آورده بودند ، چون سند و بست و رخج و زابلستان و طخارستان و دهستان ، باز پس گرفت و از قوم بارز [ 1 ] جمعى را بكشت و باقى را از وطن كوچ داد و آنان سر بر خط فرمان آوردند و شاه از آنان در جنگ‌هايش يارى مىجست . همچنين در قوم صول نيز كشتار بسيار كرد ، همچنين از جرامقه و بلنجر و آلان . اينان در همسايگى ارمينيه بودند و همواره به ارمينيه دستبرد مىزدند ، انوشيروان بر سر آنان سپاه برد ، و كشتار كرد و باقىشان را در آذربايجان جاى داد . انوشيروان فرمان داد تا باروهايى را كه قباد و فيروز در ناحيهء صول و آلان جهت حفظ شهرها كشيده بودند استحكام بخشند . و بناى باب الابواب و بارويى را كه نيايش بر كوه قبق [ 2 ] برآورده بود تمام ساخت . اين بارو را بر روى خيك‌هاى پرباد كه در آب شناور بودند بنا نهادند و هر چه بنا بالا مىآمد آن خيكها بيشتر در آب فرو مىرفتند تا به ته دريا رسيدند ، آنگاه با خنجر آن خيكها را پاره كردند و بارو بر ته دريا قرار گرفت . سپس در خشكى نيز باروى ميان كوه قبق و دريا را به هم پيوستند و در آن دروازه‌هايى گشودند ، سپس آن را تا دره‌هاى كوه ادامه دادند و انوشيروان در آن كار ببود تا به پايان آمد . مسعودى گويد كه اين بارو تا زمان او بر جاى بوده است . و پندارم كه تاتار آن را ويران ساخته باشد ، آنگاه كه در قرن هفتم بر بلاد اسلام مستولى شد . و جاى آن امروز در مملكت فرزندان دوشىخان نمودار است . و ملوك شمال از اين خاندان هستند و كسرى انوشيروان را در بناى اين سد با ملوك خزر داستانهاست . آنگاه پادشاه ترك نيرومند شد و خاقان سنجبو [ 3 ] لشكر كشيد و پادشاه هياطله را كشت و بر بلاد هياطله استيلا جست و مردم بلنجر از او فرمان بردند ، آنگاه لشكرى كه ده هزار مرد جنگى بود به بلاد صول گسيل داشت ، و نزد انوشيروان كس فرستاد ، آنچه را مردم بلنجر به عنوان فديه به او پرداخته بودند طلب داشت . انوشيروان ارمينيه را به نيروى سپاه تسخير كرد و صول و ناحيهء ديگرى در دربند را در محاصره گرفت و پادشاه ترك نوميد بازگشت . انوشيروان به اصلاح راهها پرداخت و دادگرى پيشه گرفت و در بازجست از حال رعيت تقصير ننمود ، واليان و كارگزاران را برگزيد و سيرت نياى خود اردشير پسر بابك را در پيش گرفت . آنگاه به بلاد روم لشكر كشيد و حلب و قبرس و حمص و انطاكيه و شهر هرقل ، سپس اسكندريه را در تصرف آورد . و بر پادشاهان قبطى يا ژوساو نهاد . و پادشاه روم مالى به عنوان فديه به نزد او فرستاد ، و پادشاهان چين و تبت هدايا تقديم داشتند پس بر بلاد
هامش
[ ( 1 ) ] بازر . [ ( 2 ) ] فتح . [ ( 3 ) ] سيحور .
تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 203 | ابن خلدون / عبد المحمد آيتى