خط فرمان او نهاد . او را با اياد جنگهايى است و شاعر عرب در اين باب گويد :
على رغم سابور بن سابور أصبحت * قباب اياد حولها الخيل و النعم و گويند كه اين شعر براى شاپور ذو الاكتاف گفته شده . شاپور در سال پنجم پادشاهىاش درگذشت .
بعد از او برادرش بهرام ملقب به كرمان شاه پادشاهى يافت . پادشاهى نيك سيرت و با سياست بود . بعد از يازده سال كه از پادشاهىاش گذشته بود ، هلاك شد . يكى از تيراندازان در جنگ تيرى بر او افكند و به قتلش آورد .
بعد از او پسرش يزدگرد اثيم ( بزهكار ) پادشاه شد . بعضى از نسبشناسان ايران مىگويند كه برادرش بود و او فرزندزاده ذو الاكتاف است . هشام بن محمد گويد : پادشاهى سختدل و مكار و خدعهگر بود . چنان كه عقل و معرفتش همه در اين راه بود . شيفتهء آراء خود بود . تندخو و زود خشم بود لغزشهاى كوچك را بزرگ مىشمرد و شفاعت خواص خود را نمىپذيرفت ، همه كس را گناهكار مىدانست و نيكان را پاداشهاى اندك مىداد . خلاصه آنكه بدخوى و ستيزهجوى بود . در آغاز پادشاهىاش نرسى [ 1 ] حكيم را وزارت داد . او را مهرنرسى [ 2 ] و مهرنرسه [ 3 ] مىخواندند . او در حكمت و فضائل سرآمد بود . رعيت را اميد آن بود از يزدگرد اثيم رهايى يابند ، ولى ميسر نشد . يزدگرد نسبت به اشراف اهانت و نسبت به افراد ديگر كشتار را از حد بگذرانيد . روزى كه در مجلس نشسته بود اسبى دوان دوان آمد چنان كه هيچ كس گرفتن آن نتوانست . اسب بر در قصر او بايستاد . او برخاست تا اسب را خود بگيرد ، ناگاه اسب لگدى بر او نواخت و در جاى بكشتش . او بيست و يك سال پادشاهى كرد .
بعد از او پسرش بهرام پسر يزدگرد ملقب به بهرام گور به پادشاهى نشست . بهرام در بلاد حيره يا عرب پرورش يافته بود . پدر او را به اعراب سپرد ، و بهرام در ميان آنان پرورش يافت و به زبان ايشان سخن مىگفت . چون پدرش هلاك شد ، مردم ايران مردى از نژاد اردشير را به پادشاهى برداشتند ، ولى بهرام با سپاهى از عرب بيامد - و چنان كه در اخبار آل منذر خواهيم گفت - بر كشور مستولى شد . در ايام او خاقان پادشاه ترك به بلاد سغد از جمله بلاد كشورش لشكر آورد ولى بهرام او را شكست داد و خاقان را بكشت . سپس به هند لشكر كشيد و دختر پادشاه هند را به زنى گرفت و همهء پادشاهان روى زمين ، از او بيمناك شدند . روم اموال بسيارى بر سبيل مصالحه براى او روانه داشت . بهرام در سال بيست و نهم پادشاهىاش بمرد .
پس از او پسرش يزدگرد بن بهرامگور به جايش نشست او نيز مهرنرسى [ 4 ] حكيم ، وزير پدر را وزارت داد . و با حسن سيرت و عدل و احسان پادشاهى كرد . او كسى بود كه در ناحيهء
هامش
[ ( 1 ) ] يرسى .
[ ( 2 ) ] فهربرشى .
[ ( 3 ) ] مهر مرسه .
[ ( 4 ) ] مهر برسى .