تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 183

مساهمون:

ص١٨٣
را درفش كاويان [ 1 ] مىناميدند و آن ، علم آن آهنگر بود كه بر ضحاك خروج كرد و او را به قتل آورد و افريدون را به پادشاهى نشاند . پس اين علم را گرامى داشتند و آن را به گوهرها بياراستند و در گنج خانه‌هايش نهادند و در نبردهاى بزرگ آن را مىگشودند . علم كاويان را در تاريخ پادشاهيشان آوازه‌اى بلند است و در نبرد قادسيه به دست مسلمانان افتاد . پس خرزاسف پادشاه ترك با سپاه خود بر سر بشتاسب تاخت و او كه در كوههاى سجستان به عبادت مشغول بود ، به دژ پناه برد و پسر خود اسفنديار را با جاماسب دانا فراخواند و او خود هنوز در كوه بود . پسر را پادشاهى داد و به نبرد با تركان روانه ساخت . اسفنديار روانه نبرد شد و رنج‌هاى فراوان ديد و تركان را بشكست و هر چه داشتند به غنيمت برد و هر چه به غنيمت برده بودند باز پس‌گرفت و درفش كاويان را از آنان بستد . سپس اسفنديار از پى آنان ، به بلاد ترك داخل شد و شهرشان را به جنگ بگشود و پادشاهشان خرزاسف و برادرانش را بكشت و نيز كشتار بسيار كرد و اموال و زنانش را بگرفت . و به بلاد افراسيات داخل شد و همه جا را در تصرف آورد و تا بلاد صول و تبت پيش رفت و در هر ناحيه از ترك فرمانروايى گماشت و خراج نهاد و به بلخ بازگشت در حالى كه حسد پدر را برانگيخته بود . هشام بن محمد گويد : پدر ، اسفنديار را بر سر رستم پادشاه سجستان فرستاد و اين رستم همان است كه نياى آنان كيقباد از او خواسته بود تا او را از اسارت پادشاهان يمن برهاند و به پاداش ، آن سرزمين را به او اقطاع داده بود . اسفنديار به جانب رستم روان شد و رستم با او نبرد كرد . بشتاسب در سن صد و سى سالگى وفات كرد . گويند او بود كه بنى اسرائيل را به سرزمينشان بازگردانيد و مادرش از فرزندان طالوت بود و نيز گويند آنكه بنى اسرائيل را از اسارت برهانيد نوادهء او ، بهمن بود و نيز گويند كه رهانندهء يهود ، كورش پادشاه بابل به فرمان بهمن چنين كرد . پس از بشتاسب نواده او كى بهمن و به قولى اردشير بهمن به پادشاهى نشست . طبرى گويد : او را دراز دست مىخواندند زيرا بر بلاد بسيارى دست افكنده بود . هشام بن محمد گويد : چون پادشاه شد به سجستان لشكر كشيد تا انتقام خون پدر بستاند . ميانشان نبردهايى درگرفت و در اين نبردها رستم پسر دستان و پدر و برادران و فرزندانش كشته شدند . سپس به روم لشكر كشيد و بر آن خراج نهاد . او يكى از بزرگترين شاهان ايران بود ، در ناحيهء سواد شهرهايى بنا كرد . نسب مادرش به چهار پدر به طالوت مىرسد . او را ام ولدى [ 2 ] ، از اسيران بنى اسرائيل بود به نام راحب [ 3 ] و او خواهر زر و بابل [ 4 ] بود . بهمن زر و بابل را در بيت -
هامش
[ ( 1 ) ] زركش كاويان . [ ( 2 ) ] كنيزى كه از مولاى خود آبستن شود . [ ( 3 ) ] راظف . [ ( 4 ) ] زرييافل .
تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 183 | ابن خلدون / عبد المحمد آيتى