تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 186

مساهمون:

ص١٨٦
اسكندر روانهء مصر و شام شد و آنجا را تصرف كرد و شهر اسكندريه را بنا نمود و بازگشت . داريوش [ 1 ] با او رو به رو شد و اسكندر او را شكست داد و بر ممالك ايران دست يافت و بر پايتخت مستولى شد . و از پى دارا روان شد او را خسته و زخم افتاده در راه ديد و لحظه‌اى بعد از آن جراحات وفات كرد . اسكندر اندوهگين شد و فرمود تا او را در مقابر پادشاهان به خاك سپردند . و در اين روزگاران حدود هزار و هشتاد سال از آغاز پادشاهيشان گذشته بود . پايان سخن اروسيوس . سهيلى گويد : او را خسته و مجروح در ميدان جنگ بيافت ، سرش را بر زانو نهاد و گفت : اى سرور آدميان هرگز قصد كشتن ترا نداشتم و بدان خشنود نبودم . آيا ترا نيازى هست ؟ گفت : دخترم را به زنى بگير و قاتل مرا بكش . و اسكندر چنين كرد و پادشاهى اين طبقه منقرض شد . و البقاء للّه وحده سبحانه و تعالى . ابن عميد گويد : در ترتيب اين طبقه از پادشاهان ايران كورش تا دارا كه آخرين آنانست گويند : بعد از كورش پسرش كمبوجيه [ 2 ] هشت سال و به قولى نه سال و به قولى بيست و دو سال پادشاهى كرد . و گويند با مصر نبرد كرد و بر آن استيلا يافت و او را بختنصر دوم ناميده‌اند . بعد از او داريوش پسر بشتاسب بيست و پنج سال فرمان راند و او نخستين پادشاهان - چهارگانه‌اى است كه دانيال درباره آنان گفت : در ايران سه تن پادشاهى خواهند كرد و چون نوبت به چهارمين رسد صاحب مال فراوان شود و از پيشينيان خويش عظيم‌تر گردد . نخستين آنان دارا پسر بشتاسب و نام او در مجسطى آمده است . دومين دارا پسر كنيز است و سومين كسى است كه اسكندر او را مىكشد . و گفته‌اند كه او چهارمين است كه در سخن دانيال آمده است . زيرا نخستين آنان داريوش پسر خشايارشاى [ 3 ] مادى است [ و پسر كورش و آنكه پس از او به پادشاهى نشسته است [ 4 ] ] سپس سه تن بعد از او برشمرده و در سال دوم از پادشاهى داريوش پسر كى بشتاسب بر بابل هفتادمين سال ويرانى بيت المقدس به پايان آمد . و در پادشاهى سومين بناى بيت المقدس كامل شد . سپس ، بعد از داريوش پسر كىبشتاسب اسمرديوس [ 5 ] مجوسى يك سال پادشاهى كرد و به قولى سيزده سال ، و او را مجوسى از آن رو ناميدند كه زرادشت كيش مجوسى را در ايام او آشكار ساخت . سپس خشايارشا پسر داريوش بيست سال پادشاهى كرد وزير او هامان از عمالقه بود و داستان او با كنيزى از بنى اسرائيل گذشت . پس از او پسرش اردشير [ 6 ] پسر خشايارشا [ 7 ] ملقب به درازدست به پادشاهى نشست . مادر او از يهود و خواهرزادهء مردخاى بود . آن زن را شاه سخت دوست ميداشت و به دست او يهود از سعايت وزير عليه
هامش
[ ( 1 ) ] دارانطوس . [ ( 2 ) ] قمبوسيوس . [ ( 3 ) ] اخشورش . [ ( 4 ) ] عبارت متن مفهوم نشد . [ ( 5 ) ] برديا ؟ [ ( 6 ) ] ارطحشاست . [ ( 7 ) ] اخشويرش .