تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 180

مساهمون:

ص١٨٠
كشتگان بود . افراسيات پسر خويش را كه جادوگر بود ، نزد كيخسرو فرستاد تا از او دلجويى كند . كيخسرو به سرداران خود فرمان داد تا او را از آمدن باز دارند و با او نبرد كنند در اين نبرد پسر افراسيات كشته شد . افراسيات خود حمله كرد و با كيخسرو روبرو شد و نبرد شدت گرفت و به هزيمت افراسيات و تركان پايان يافت . كيخسرو از پى افراسيات روان شد ، در آذربايجان بر او دست يافت و به قتلش آورد و پيروزمند بازگشت . از كسانى كه در اين پيروزى همراه او بودند يكى كىاوجى [ 1 ] پسر كىمنوش [ 2 ] پسر كى فاشين [ 3 ] پسر كى بيه [ 4 ] پسر كيقباد بود . طبرى مىگويد كه او پدر كى لهراسب [ 5 ] است كه بعد از كيخسرو به پادشاهى نشست - و ما در اين باب سخن خواهيم گفت . پس از افراسيات خرزاسف [ 6 ] پسر برادرش شراسف [ 7 ] بر تركان پادشاهى يافت . پس كيخسرو رهبانيت اختيار كرد و از پادشاهى كناره گرفت و كىلهراسب پسر اوجى سابق الذكر به جايش نشست . بعضى گويند كيخسرو در بيابان ناپديد شد و بعضى گويند وفات كرد و اين در شصتمين سال پادشاهى او بود . چون كىلهراسب پادشاهى يافت كار ترك بالا گرفت از اين رو پادشاه براى مقابله با آنان به شهر بلخ بر كنار جيحون آمد و همه روزگار پادشاهىاش در نبرد با تركان گذشت . در ايام او در سرزمين‌هاى ميان اهواز و روم اسپهبدى بود به نام بختنرسى معروف به بختنصر . چون كىلهراسب بدان سامان رفت ناحيه‌اى ديگر به قلمرو او درافزود و او را به گشودن سرزمين‌هاى مجاور فرمان داد . و به شام روان شد . ملوك ايران و بختنصر فرزند سنخاريب نيز با او بود . پس بيت المقدس را بگشود و يهود را آواره ساخت - چنان كه در اخبارشان گذشت - و اين بختنصر با اعراب جنگ كرد و كشتار بسيار كرد . و گويند كه اين وقايع در زمان بهمن نوادهء بشتاسب [ 8 ] پسر لهراسب بوده است . هشام بن محمد گويد : خداوند به ارمياى نبى نوادهء زر و بابل [ 9 ] وحى كرد كه بختنصر را بگوى كه عرب را كه خانه‌هايشان را قفل و بند نيست پراكنده سازد و از آنان كشتار كند و آنان را به كفر و انكار رسل و بت‌پرستىشان آگاه سازد . و ارمياء همان كسى است كه به فرمان بختنصر بنى اسرائيل را به بيت المقدس بازگردانيد . در كتاب اسرائيليان آمده است كه : اين وحى بر ارمياء پسر خلقيا [ 10 ] نازل شده و پيش از اين ما از او ياد كرديم . و نيز به او فرمان شد كه معد بن عدنان را از ميانشان بيرون آرد و تا پايان فرمان خداوند ، او را زير نظر خود دارد . ( پايان ) پس بختنصر بر بازرگانان عرب كه در بلاد او آمده بودند ، حمله برد و همه را بگرفت و به
هامش
[ ( 1 ) ] كىاوجن . [ ( 2 ) ] حينوش . [ ( 3 ) ] كيكاوس . [ ( 4 ) ] كحانيه [ ( 5 ) ] كى هراسف . [ ( 6 ) ] جوراسف . [ ( 7 ) ] شراشصت . [ ( 8 ) ] كيستاسب . [ ( 9 ) ] زرياقيل . [ ( 10 ) ] حلقيا .
تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 180 | ابن خلدون / عبد المحمد آيتى