اوروسيوس مورخ رومى در آغاز دولت ايرانيان گويد كه اينان بعد از دخول بنى اسرائيل به شام بودهاند ، در عهد عتنيئيل [ 1 ] پسر قناز پسر يفنه و او برادرزادهء كاتب پسر يفنه بود كه بعد از يوشع زمام امور بنى اسرائيل را به دست گرفت . گويد : و در اين زمان پدر فرس از سرزمين روميان گركى از بلاد آسيا بيرون آمد . نام او به زبان عربى ، فارس و به يونانى ، يرشورو به فارسى ، يرشيرش است . او اهل بيت خود را در جايى فرود آورد و بر مردم آنجا استيلا يافت . پس اين امت به دو منسوب شد و نامش از نام او مشتق گرديد . و پيوسته كارشان روى در نمو داشت تا دولت كورش كه او را كسراى نخستين گويند . كورش بر قضاعه غلبه يافت و به بابل لشكر كشيد .
در باب نهر دوم كه بعد از فرات قرار دارد يعنى نهر دجله با او سخن گفتند ، او چند جوى حفر كرد و آب دجله را در آن جوىها تقسيم كرد ، سپس به شهر داخل شد و آن را ويران نمود . سپس با سريانيان جنگ كرد و در اين نبردها در بلاد شيت ( ؟ ) هلاك شد . پس از او پسرش كمبوجيه [ 2 ] پسر كورش به پادشاهى رسيد او انتقام خون پدر از ايشان بگرفت و روانهء مصر شد و بتانشان را سرنگون ساخت و دينشان را نقض كرد . پس ساحران مصر او را كشتند و اين واقعه ، پس از هزار سال از آغاز دولتشان اتفاق افتاد . آنگاه زمام امور ايرانيان به دست دارا افتاد او ساحران مصر را بكشت و سرزمين سريانيان را به آنان پس داد و بنى اسرائيل را به شام بازگردانيد . و بر سر روميان گركى [ 3 ] لشكر كشيد تا انتقام خون كورش را بستاند و همواره با آنان در نبرد بود تا آنگاه كه در سال بيست و سوم پادشاهىاش درگذشت . يكى از سردارانش به ناگاه او را به قتل آورد . بعد از او پسرش اردشير چهل سال پادشاهى كرد . آنگاه نوبت به دارانوتوس [ 4 ] رسيد كه هفده سال حكم راند . بعد از او پسرش اردشير پس از منازعهاى كه با كورش پسر نوتوس داشت به حكومت رسيد . پس اردشير او را بكشت و بر ملك استيلا يافت و با روميان گركى راه مصالحه در پيش گرفت ولى آنان پيمان شكستند و از مردم مصر مدد خواستند ، جنگ مدت گرفت . پس صلح كردند و اردشير كشته شد و اين در زمان اسكندر پادشاه يونانيان بود . و او دايى اسكندر بزرگ است كه چون بمرد پدر اسكندر بزرگ فيليپوس شاه در مقدونيه به حكومت رسيد .
اردشير در سال بيست و ششم حكمرانىاش درگذشت - و پس از او پسرش اردشير دوم [ 5 ] چهار سال پادشاهى كرد . در ايام او اسكندر پسر فيليپوس بر يونانيان و روميان حكومت يافت .
پس از اردشير دوم دارا به پادشاهى رسيد . در عهد او بود كه اسكندر در بيت المقدس بر يهود استيلا يافت و همه روميان گركى را در طاعت آورد . سپس ميان او و دارا فتنه برخاست .
و بارها لشكر كشى كردند و هر بار شكست در لشكر دارا افتاد و اسكندر بر او پيروز مىشد . پس
هامش
[ ( 1 ) ] عثنيئال .
[ ( 2 ) ] قنبيشاش - قمبسوزس .
[ ( 3 ) ] غريقى و مراد يونانيان است .
[ ( 4 ) ] انوطو .
[ ( 5 ) ] شخشار .