تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة مقدمه 18

مساهمون:

صمقدمه ١٨
تقاضا جواب قبول يافت و سرانجام توانست كه خود و بسيارى از دوستان مصرىاش را آزاد كند و همه به قاهره بازگردند . ابن خلدون سالهاى پايانى عمر خود را در مصر گذرانيد و در اين سالها باز هم در كتاب تاريخ خود نظر كرد و به اصلاح و تكميل آن پرداخت . تا روز پانزدهم ماه رمضان سال 808 فرا رسيد و آن مورخ سترك و مرد سياست ، پس از آن همه فراز و نشيبها در سن 76 سالگى رخت از اين خاكدان فانى به ديار باقى كشيد . او را در مقبرهء صوفيه به خاك سپردند . اثر مشهور و مهم ابن خلدون ، كتاب تاريخ « العبر » و « مقدمهء » آن است . دو كتاب ديگر نيز از رشحات قلم او به دست ما رسيده : يكى « لباب المحصل » خلاصهء كتاب « المحصل » امام فخر رازى است حاوى آراء كلامى و فلسفى و ديگر كتاب « شفاء السائل » و آن رساله‌اى است در تصوف . اما آنچه ابن خلدون بدان شناخته آمده ، تاريخ « العبر » و « مقدمهء » آن است . « مقدمه » حاوى نظريات اجتماعى و فلسفى اوست كه در طول ساليان دراز ، زيستن در ميان بدويان و حضريان و سير از افريقيه تا مغرب و از مغرب تا اندلس و از آنجا تا مصر و حجاز و شام ، حاصل كرده بود . اگرچه آن را به مدت پنج ماه به پايان آورد ولى تا پايان عمر همواره در آن تجديد نظر كرد و به افزود و كاست و جرح و تعديل آن مشغول بود . آنچه او را به نوشتن مقدمه واداشت توجهى بود كه به نوشتن تاريخ داشت . زيرا معتقد بود كه مورخ را به منابع متعدد و دانشهاى گوناگون نياز است . و هم بايد وى را حسن نظر و بيان مستدل و روشن باشد كه چون هر دو دست به دست هم دهند او را به حقيقت رهبرى كنند و از لغزشها و خطاها برهانند . چه اگر تنها به نقل كردن اخبار اعتماد كند ، بىآنكه به شناخت اصول عادات و رسوم و قواعد سياستها و طبيعت تمدن و كيفيات اجتماعات بشرى پردازد ، چه بسا از لغزيدن در پرتگاههاى خطا و انحراف از شاهراه راستى در امان نباشد . ابن خلدون از نقص كار مورخان ديگر آگاه بود زيرا مىديد كه ايشان از معنى تاريخ جز اين چيزى نمىدانند كه يك سلسله وقايع و حوادث و نامها را كنار هم ضبط كنند . ابن خلدون خواست از اين مرحله فراتر رود و به اصطلاح امروز به كشف قوانين تاريخى برسد ، و علاوه بر ذكر اخبار به تحليل وقايع پردازد و اهميت خاصى را كه پديده‌هاى اجتماعى دارند روشن سازد . « مقدمهء » ابن خلدون به قلم تواناى استاد فقيد محمد پروين گنابادى با