مقام مىرسيد در كار خويش استقلال داشت و واسطهء ميان سلطان و ارباب مناصب بود . ابن خلدون در اين مقام جديد نيز هوش و نبوغ خويش آشكار كرد و نابسامانيها به سامان آورد . اما پس از يك سال ميان ابو عبد اللّه امير بجايه و پسر عمش ابو العباس امير قسنطينه فتنه افتاد و امير بجايه كشته شد و بجايه تحت فرمان ابو العباس درآمد . هر چند ابو العباس - امير جديد - ابن خلدون ، حاجب امير مقتول را بنواخت ولى او كه خطر را احساس مىكرد از بجايه به بسكره گريخت و شش سال در بسكره گذرانيد .
ابن خلدون ، شش سالى را كه در بسكره بود ، از پذيرفتن مشاغل دولتى به سبب سرخوردگىاش از اين گونه مشاغل سرباز مىزد بلكه بيشتر در ميان قبايل مىگشت و چون با خلق و خوى باديهنشينان آشنايى فراوان يافته بود و سخنش در آنان مؤثر مىافتاد ، گاهى قبايل را به سود يا زيان اين امير يا آن امير برمىانگيخت . زيرا در آن روزگار در مغرب چهار پايتخت بود : فاس و تلمسان و قسنطينه و تونس و همواره ميان اين اميران دوستى و يا دشمنى بود و ابن خلدون را در اين دوستيها و دشمنيها نقش بسزائى بود .
چون آتشى كه مىافروخت عاقبت دامنش را مىگرفت و جانش به خطر مىافتاد ، كم كم عرصهء مغرب بر او تنگ شد و به ناچار به غرناطه گريخت . ولى حكام مغرب كه هر يك به نحوى از او كينهاى به دل داشتند و از توطئهانگيزى او در اندلس بيمناك بودند ، از امير غرناطه خواستند كه او را از نزد خود براند .
ابن خلدون در اندلس درنگ نتوانست كرد ، از آنجا بازگشت و در قلعهء ابن سلامه در جنوب قسنطينه مكان گزيد .
آمدن يا تبعيد او به قلعهء ابن سلامه در سال 776 بود و در اين سال 42 سال از عمرش سپرى شده بود . ابن خلدون كه ديگر از هر گونه شغل سياسى و دولتى بر كنار شده بود و در اين قلعه به گوشهء عزلت خزيده بود ، دست به تأليف كتاب خود زد . نخست مقدمه را بدان شيوهء شگفت كه در آن عوالم بدان رهبرى شده بود كامل كرد و چون مقدمه پايان گرفت به نوشتن كتاب تاريخ خود « العبر » پرداخت و پس از چهار سال كه در خلوت و عزلت و كتابت سپرى ساخت از سلطان تونس طلبيد كه به تونس رود او نيز اجازتش داد . چون به تونس وارد شد ، سلطان و مردم مقدمش را گرامى داشتند . ابن خلدون پس از بيست و شش سال به زاد بوم خود قدم نهاد .
ورود ابن خلدون در سال 780 بود . در آنجا همچنان به نگارش تاريخ خود مشغول بود تا در اوايل سال 784 آن را به پايان آورد . نخست اخبار زناته و
تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة مقدمه 16
مساهمون: ابن خلدون
صمقدمه ١٦