ابن خلدون تا سه سال بعد از مرگ پدر ، همچنان در حلقهء درس محمد بن ابراهيم آبلى حاضر مىشد ، تا آنگاه كه آبلى آنجا را ترك گفت . سبب آن بود كه بر اثر شورشى كه در افريقيه پديد آمد ، خاندان مرينى برافتاد و دانشمندان وابسته به آن خاندان نيز از آن ديار رخت بربستند . يكى از آن جمع كه راهى ديار مغرب شد آبلى بود و ابن خلدون نيز اگر برادر بزرگترش او را از سفر منع نكرده بود از پى استاد خويش به مغرب رفته بود .
در اين احوال حادثهء مهمى رخ داد : ابو محمد بن تافراكين در تونس قيام كرد و بر اوضاع مسلط شد و ابن خلدون را به عنوان طغرانويس و رقم زنندهء توقيع و توشيح برگزيد و به سلطان تونس ابو اسحاق معرفى نمود . ابن خلدون در اين روزها ، جوانى بيست ساله بود . دريغا كه آن جوان جوياى نام در اين مقام ديرى نپاييد ، زيرا ابو زيد حفصى كه مدعى سلطنت تونس بود و بر قسنطينه فرمانروائى داشت ، به تونس لشكر آورد . ابو محمد بن تافراكين كه بر امور سلطان ابو اسحاق استيلا داشت لشكر به دفاع بسيج كرد . ابن خلدون نيز همراه لشكر شد . در اين نبرد تافراكين شكست خورد و ابن خلدون از معركه جان به در برد و خويشتن به ابه افكند ، ولى در آنجا درنگش به درازا نكشيد و از آن پس گاه در بسكره بود و گاه در سبته تا عاقبت به تلمسان رسيد .
در تلمسان با سلطان ابو عنان مرينى و وزيرش حسن بن عمر ديدار كرد و همراه وزير به بجايه رفت .
ابن خلدون تا اواخر سال 754 در بجايه ماند . سپس سلطان ابو عنان او را به فاس كه مقر حكمرانىاش بود ، فرا خواند و او را در زمرهء اعضاء مجلس علمى خود قرار داد و نيز فرمان داد كه در حضور او به نوشتن توقيعات پردازد .
اقامت ابن خلدون در فاس ، هشت سال مدت گرفت و در اين سالها يك زمان از آموختن نياسود .
ابن خلدون به هنگامى كه در فاس بود ، متهم شد كه در توطئهء رهانيدن امير مخلوع بجايه ، محمد بن عبد اللّه حفصى - كه پس از آنكه سلطان ابو عنان بجايه را از او گرفته بود ، در فاس مىزيست - شركت داشته و هر دو به يك ديگر وعدههاى جميل دادهاند . چون سلطان ابو عنان از اين توطئه آگاه شد ، فرمود تا او را بگيرند و به زندان اندازند . ابن خلدون در سال 758 روانهء زندان گرديد و دو سال در بند بماند . تا آنگاه كه ابو عنان چشم از جهان بربست . ابن خلدون در واپسين روزهاى حيات سلطان قصيدهاى خطاب به او سروده بود و بىگناهى خويش به شرح باز نموده بود ولى سلطان پيش از آنكه به سود او فرمانى دهد
تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة مقدمه 14
مساهمون: ابن خلدون
صمقدمه ١٤