بود . بختنصر در سال پنجم پادشاهى خود با فرعون لنگ پادشاه مصر جنگ كرد . و در سال دوم پادشاهى الياقيم به قدس لشكر كشيد و بر مردم خراج نهاد و الياقيم در طاعت او رفت و سه سال بعد از آن درگذشت ، و پسرش يهوياقيم به پادشاهى نشست . انبياء زمان او ارميا و اوريا پسر اشعيا و مورى پدر حزقيا بودند . و در ايام او دانيال دعوى نبوت كرد . پس بختنصر يهوياكين را چنان كه گفتيم به بابل برد .
طبرى گويد - و قول او با اوروسيوس موافق است - كه بختنصر به جاى يهوياكين پسر الياقيم ، عمويش متنيا را به پادشاهى نشاند . او را صدقياهو نيز مىنامند . اين پادشاه زشت سيرت و عاصى بود . در سال هفتم حكومتش بر بختنصر شوريد ، و بختنصر لشكر كشيد و بيت المقدس را محاصره كرد . او و يارانش سه سال مقاومت كردند تا درمانده شدند و به صحرا گريختند . گروهى از كلدانيان به تعقيبشان پرداختند و در اريحا به آنها رسيدند . پادشاهشان صدقياهو را گرفتند و چشمانش را ميل كشيدند . طبرى گويد : پسرش را در برابر ديدگانش كشتند سپس در بابل او را به بند كشيدند تا بمرد . بعضى از بنى اسرائيل به حجاز رفتند و با اعراب زيستند . انبياء زمان او ارميا و حبقوق [ 1 ] و باروخ [ 2 ] بودند .
بختنصر سردار خود نبوزرادون را به شهر قدس فرستاد . قدس را در آن زمان اورشليم مىناميدند . او اورشليم را ويران ساخت و هيكل را درهم كوبيد و ستونهاى مسين را كه سليمان نصب كرده بود بشكست - طول هر ستونى هجده ذراع بود و طول سر ستونها سه ذراع .
نيز قصر آبگينه را و هر چه از آثار دين و پادشاهى بود خرد كرد و باقى ظروف و هر چه يافت به بابل برد . نيز كوهن ساريه و حبر منشا و خادمان هيكل را به بابل روانه كرد .
اوروسيوس گويد : صدقياهو همچنان در بابل محبوس بماند . تا آنگاه كه بزداق سردار بهمن پادشاه ايران بابل را تسخير كرد و آزادش ساخت و او را به ديار خود رسانيد و اقطاع داد . مورخ حماه [ 3 ] گويد - مسعودى نيز با او موافق است - كه بختنصر چون قدس را ويران كرد ، يكى از ملوك بنى اسرائيل به مصر گريخت و نزد فرعون لنگ رفت . بختنصر او را طلبيد ولى فرعون از تسليم او سرباز زد . بختنصر به مصر رفت و ، پادشاه مصر را به قتل آورد و چند شهر از مغرب را گشود و داعيان خود را بدانجا روانه داشت . ارميا پسر خلقيا نبى بنى اسرائيل از سبط لاوى بود و در زندان صدقياهو بود . بختنصر او را در زندان بيافت و آزاد كرد و با ديگر اسيران به بابل برد . نيز گويند كه او در زندان بمرد و بختنصر او را نيافت .
همچنين دانيال پسر حزقيل از انبياء بنى اسرائيل را با خود به بابل برد .
ابن عميد گويد : جدليا پسر اخيقام [ 4 ] بر بقاياى يهود در قدس حكومت يافت . در ماه هفتم
هامش
[ ( 1 ) ] حبقون .
[ ( 2 ) ] باروح .
[ ( 3 ) ] مراد ابو الفداء است .
[ ( 4 ) ] احسان .