نبردهاى بسيار آن ملك را به قوم خود منتقل كرد . پس بر سرگوت و اعراب قضاعه لشكر كشيد و پس از چند نبرد بازگشت . عزيا در پنجاه و سومين سال پادشاهىاش بمرد و پس از او پسرش يوتا [ 1 ] به پادشاهى نشست . او مردى پرهيزكار و صالح بود از پيامبران زمان او هوشيع و اشعيا و يوئيل و عوفد بودند .
در زمان او بيشتر پادشاهان جزيره دست تطاول بر يهود گشودند و اينان سوريانيان بودند .
يوتام در شانزدهمين سال پادشاهىاش درگذشت و پسرش احاز پادشاهى يافت . او با سنت پدران خود روى مخالفت نمود . در زمان او بنى اسرائيل بتپرست شدند . احاز با آراميان جنگ كرد و از پادشاه موصل مدد طلبيد . پادشاه موصل با او روانه جنگ گرديد و دمشق را در حصار گرفت و تصرف كرد و دست به غارت گشود ، و به كشور خود بازگشت . بار ديگر احاز آهنگ جنگ كرد اما او را شكست دادند و از يهود صد و بيست هزار تن كشته شد و احاز را به اسارت به دمشق بردند .
اوروسيوس گويد : در عهد احاز بود كه دولت ماديس ( ماد ) به دست كورش پادشاه ايران منقرض شد و همهء متصرفات آن به دست ايرانيان افتاد . و گويند : كه آخرين پادشاهشان اشتانيش [ 2 ] جد مادرى كورش بود . او كورش را پرورش داد چون به جوانى رسيد و نيرومند شد نياى خود را كشت و ملك از او بستد .
ابن عميد از مسبحى روايت مىكند كه بر روم - در ديار فرنگ غير از سرزمين يونان - دو برادر رومولوس و رونالس ، حكومت مىكردند و شهر رم در عهد رومولوس بنا گرديد . اوروسيوس گويد : بر سرزمين انطاكيه ، بر روميان لاتينى رمولوس حكومت مىكرد سپس مركه ( ؟ ) آمد و شهر رم را بنا نمود .
احاز پس از شانزده سال كه از حكومتش گذشته بود بمرد و پسرش حزقياهو جانشين او شد . او رسم بتپرستى را برافكند و سيرت جد خود داود را پى گرفت . او در ميان پادشاهان بنى يهودا همانندى نداشت او بر پادشاه موصل و بابل و توريش تاخت آورد و فلسطين را شكست داد و قريههايشان را ويران ساخت . در زمان پدرش شلمناسر [ 3 ] پادشاه جزيره و موصل بر سر اسباط لشكر كشيد و بر سامره استيلا جست و بر آنها جزيه نهاد . و در سال چهارم پادشاهىاش رصين [ 4 ] پادشاه دمشق به سوى او لشكر كشيد ولى جنگ ناكرده بازگشت . در سال چهاردهم پادشاهيش سنخاريب لشكر آورد و پس از فتح سامره ، اكثر شهرهاى يهودا را گشود و آنها را در بيت المقدس محاصره كرد . حزقياهو سيصد قنطار نقره و سى قنطار طلا و هر مالى را كه در هيكل يا در خزانهء پادشاه بود به او داد و از درهاى مسجد طلا پراكند ، تا سنخاريب بازگشت .
چندى بعد در ميانشان فسادى پديد آمد و بار ديگر سنخاريب لشكر آورد و او را در محاصره افكند
هامش
[ ( 1 ) ] يوآب .
[ ( 2 ) ] مراد آستياك يا ايختوويكو است .
[ ( 3 ) ] شليشار .
[ ( 4 ) ] رضين .