تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 112

مساهمون:

ص١١٢
يوشيا پادشاهى خوش سيرت بود بتها را برافكند و در دين شيوه‌اى مستقيم در پيش گرفت . و كاهنان بتها را بكشت و خانه‌ها و مذبحهائى كه يربعام پسر ناباط بنا كرده بود ويران ساخت . انبياء زمان او صفنيا [ 1 ] و حلده [ 2 ] زن شالوم و ناحوم بودند . و در زمان او ارميا پسر حلقيا [ 3 ] از نسل هارون دعوى نبوت كرد و از اسارت هفتاد سالهء بابل خبر داد . يوشيا خيمه قربانى و تابوت عهد را گرفت و در مغاره‌اى پنهان ساخت و از آن پس كس مكان آن دو را نيافته است . در ايام او مجوس بر بابل مسلط شد . در سى و يكمين سال پادشاهىاش فرعون لنگ بر مصر پادشاهى يافت . فرعون بر سر او در ناحيهء مجدو [ 4 ] در ساحل فرات لشكر كشيد . يوشيا به جنگ او بيرون شد و منهزم گرديد و به تيرى كه بر او زدند كشته شد ، وى سى و دو سال پادشاهى كرد . بعد از او پسرش يوآش به جايش نشست بعضى مىگويند نام او يهوآخار بود ، او احكام تورات را تعطيل كرد و بدسيرتى پيشه گرفت . فرعون لنگ به سوى او لشكر كشيد ، او را گرفت و با خود به مصر برد و در همانجا درگذشت . فرعون خراجى كه صد قنطار نقره و ده قنطار طلا بود بر آنها مقرر داشت . پادشاهى او سه ماه بود . بعد از او برادرش الياقيم پادشاهى يافت او نيز عاصى و كافر بود چون دست نشانده فرعون بود براى فرعون از بنى يهودا - به قدر توانشان - خراج مىگرفت . در سال هفتم پادشاهى الياقيم بختنصر پادشاه بابل لشكر كشى خود را آغاز كرد . نخست جزيره را گرفت و سپس به بيت المقدس آمد . ابتدا بر مردم جزيه نهاد . الياقيم سه سال در طاعت او بود . و خداوند ادوم و عمون و موآب و كلدانيان را بر او مسلط گردانيده بود . چون الياقيم سركشى آغاز نهاد ، بختنصر سپاهى بر سرش فرستاد ، او را گرفته به بابل فرستاد . او در راه هلاك شد . مدت پادشاهىاش يازده سال بود . بختنصر پسر او يهوياكين [ 5 ] را به جاى پدر نشاند ولى سه ماه بعد بار ديگر سپاه آورد و او را محاصره كرد . پادشاه با مادر و اشراف مملكت نزد بختنصر بيرون آمدند بختنصر همه را اسير كرد و به بابل فرستاد و ده هزار تن از خاندان و رجال دولت او و بسيارى از بنى اسرائيل را اسير كرده و به بابل آورد . و هر چه از نفائس در هيكل و خزائن ديگر بود و همه ظرفهايى كه سليمان براى مسجد ساخته بود همه را به غنيمت گرفت . در قدس جز مشتى از فقرا و ضعفا باقى نگذاشت . و يهويا كين سى و هفت سال در زندان بماند . ابن عميد گويد : بختنصر در سال سوم سلطنت الياقيم به قدس آمد و گروهى را اسير كرد و هر چه در هيكل بود به غارت برد . و بختنصر بر آيين دانيال و حننيا [ 6 ] و عزريا [ 7 ] و ميشائيل [ 8 ]
هامش
[ ( 1 ) ] صقونا . [ ( 2 ) ] كلدى . [ ( 3 ) ] الحياء . [ ( 4 ) ] مسبح . [ ( 5 ) ] يخنيو [ ( 6 ) ] خانيا . [ ( 7 ) ] عزاريا . [ ( 8 ) ] ميعيائل
تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 112 | ابن خلدون / عبد المحمد آيتى