تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 109

مساهمون:

ص١٠٩
امصيا به پادشاهى رسيد . چون جايش استوار شد به انتقام پدرش همه را به قتل آورد . پس به ادوم لشكر كشيد و از ادوميان حدود بيست هزار تن را بكشت . اما پادشاه اسباط در سامره [ يوآش پسر يوآحاز پسر ييهو ] [ 1 ] بر سر او لشكر كشيد . در اين نبرد شكست خورد و به اسارت افتاد يوآش به جانب بيت المقدس روان شد و آن را در حصار گرفت و قريب به چهارصد ذراع از باروى آن را ويران ساخت و بر آن استيلا جست و در خزائن سلطان و خزائن هيكل هر چه از اموال و ظروف و ذخاير بود غارت كرد و به سامره بازگشت و امصيا پادشاه قدس را آزاد كرد . امصيا به بيت المقدس آمد و بارو را تعمير نمود . و همچنان بر تخت پادشاهى مستقر بود تا آنگاه كه مردم از اعمال او به ستوه آمدند و در سال بيست و هفتم پادشاهىاش به قتلش آوردند . پيامبران زمان او يونان و ناحوم بودند . عاموص نيز در عهد او دعوى پيامبرى نمود . چون امصيا را كشتند پسرش عزيا را به جايش نشاندند . پادشاهى او پنجاه و سه سال مدت گرفت و در آن ايام حوادثى رخ داد . ابن عميد گويد : در سال پنجم پادشاهىاش آغاز وضع سال كبيسه بود . يعنى بعد از هر چهار سال يك روز به سال پيش - از باب هر سال يك چهارم روز با حسابى كه از حركت خورشيد مىكردند - اضافه كنند . در سال ششم پادشاهىاش سلطنت آراميان موصل منقرض شد و موصل در تصرف بابل درآمد . در سال بيست و دوم پادشاهىاش ، پادشاه بابل به نام فول ( ؟ ) به سامره لشكر كشيد و آنجا را گشود ولى پادشاهش بدره‌اى مال به دو بخشيد و او بازگشت . و گويد در عهد او رينوس كه بر بابل حكومت مىكرد او را قطب ملك لقب داده بودند . در سال بيست و سوم پادشاهى او نخستين پادشاه يونان از شهر آتن بر آنها پادشاهى كرد . و نيز گويد : در سال پنجاه و يكم از پادشاهى او بختنصر نخستين بر بابل پادشاهى يافت نيز در زمان او نخستين پادشاه روم مقدويس ( ؟ ) موسوم به فروس ( ؟ ) سلطنت مىكرد . انبياء زمان او يوشع و عزريا [ 2 ] و عاموص و اشعيا و يونس پسر متى بودند . ابن عميد گويد : شمار سپاهيان عزيا به سيصد هزار رسيد . در اثر نفرين كوهين به بيمارى برص مبتلى شد ، زيرا مىخواست بر خلاف گفته تورات كه استعمال بخور را بر سبط لاوى حرام كرده بود بخور به كار برد پس به برص مبتلى شد و يك سال در خانه بماند . پسرش يوتام [ 3 ] ناظر خانهء پدر بود تا آنگاه كه بر پدر چيرگى يافت . اوروسيوس گويد : در عهد او شرديال ( ؟ ) آخرين پادشاهان بابل از كلدانيان به دست سردار سپاه خود ارياط پسر المادس كشته شد و او زمام امور بابل را به دست گرفت و پس از
هامش
[ ( 1 ) ] ميان دو قلاب در متن سفيد بود . از تورات افزوده شده . [ ( 2 ) ] غوزيا . [ ( 3 ) ] يوآم .