تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 99

مساهمون:

ص٩٩

خبر از پادشاهان بنى اسرائيل بعد از دورهء داوران سپس افتراق امورشان و خبر از دولت خاندان سليمان بن داود بر دو سبط يهودا و بنيامين در قدس تا انقراض آن دولت

چون بنى اسرائيل از فرزندان سموئيل ، يعنى يوئيل و ابياه به جان آمدند ، نزد او گرد آمدند و خواستند تا از خداوند بخواهد مگر پادشاهى بر ايشان بفرستد ، تا همراه او با دشمنانشان نبرد كنند و ميانشان وحدتى پديد آورد و خوارى و مذلت را از آنان دور سازد . وحى آمد كه خداوند شائول را برگزيده است . سموئيل او را به روغن مقدس تدهين كرد . سموئيل گفت قرعه زنند ، آنان بر نام برادران خود قرعه زدند ولى نام شائول درآمد . شائول به جسم از همه عظيمتر بود ، پس او را پادشاه كردند . بنى اسرائيل در نسب او مىگويند : شائول پسر قيس پسر ابيئيل [ 1 ] پسر صرور [ 2 ] پسر بكورت [ 3 ] پسر افيح [ 4 ] . شائول به پادشاهى قيام كرد . افنين پسر عموى خود ابنير [ 5 ] را وزارت داد . فرزندان شائول عبارت بودند از يوناتان [ 6 ] و ملكيشو [ 7 ] و تشبهات و ابيناداب [ 8 ] . چون شائول به پادشاهى نشست با دشمنان قوم از فلسطينيان و عمون و مواب و عمالقه و مدين جنگ كرد و همه را مغلوب ساخت و بنى اسرائيل را به پيروزى شگرفى رسانيد . نخستين كسى كه به نبرد با بنى اسرائيل برخاست ، پادشاه بنى عمون بود . او به قريهء بلقاء فرود آمد . شائول با سيصد هزار تن از بنى اسرائيل به او حمله برد و سپاهش را تار و مار نمود . سپس پسرش با سپاهيان بنى اسرائيل به فلسطين رفت و بر دشمن دستبردى بسزا زد . فلسطينيان بار ديگر سپاهى گرد كردند و آمادهء نبرد شدند . اين بار شائول و سموئيل بر دشمن تاختند و آنها را منهزم نمودند .
هامش
[ ( 1 ) ] افيل . [ ( 2 ) ] صار . [ ( 3 ) ] نحورت . [ ( 4 ) ] افياح . [ ( 5 ) ] نير . [ ( 6 ) ] بهوناتان . [ ( 7 ) ] ملكيشوع . [ ( 8 ) ] به جاى اين اسم در تورات ديشوى آمده است .
تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 99 | ابن خلدون / عبد المحمد آيتى