تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 98

مساهمون:

ص٩٨
عيلى كوهن سرپرست پسر عم خود سموئيل پسر القانه [ 1 ] پسر يروحام [ 2 ] پسر اليهو [ 3 ] پسر توحو [ 4 ] پسر صوف [ 5 ] بود . و صوف برادر حاصاب پسر بلى پسر يحاص بود . و گويند كه سموئيل از اعقاب قورح بود . مادرش نذر كرده بود كه او را خادم معبد سازد . او را به معبد افكند و عيلى عهده‌دار تربيت او شد و به كوهنها سفارش او را نمود . پس خداوند او را به پيامبرى گرامى داشت و بنى اسرائيل او را به داورى برگزيدند . او ده سال در اين كار بود . جرجيس بن عميد گويد بيست سال ، سموئيل آنها را از پرستش بتان منع كرد آنان نيز پذيرفتند و با فلسطينيان نبرد كردند و هر شهر و قريه‌اى را كه از آنها گرفته بودند باز پس گرفتند و كارشان به صلاح آمد . پس كارها را به دو پسر خود يوئيل [ 6 ] و ابياه [ 7 ] سپرد و آن دو را سيرتى ناپسند بود . بنى اسرائيل نزد سموئيل آمدند تا از خدا بخواهد كه بر آنها پادشاهى برگمارد . وحى به ولايت شائول آمد و پس از ساليان دراز كه امور به دست مشايخ بود به دست پادشاهان افتاد . و اللّه معقب الامر بحكمته لا رب غيره .
هامش
[ ( 1 ) ] كنا . [ ( 2 ) ] يوام . [ ( 3 ) ] الياهد . [ ( 4 ) ] ياو . [ ( 5 ) ] سوف . [ ( 6 ) ] يوال . [ ( 7 ) ] ابيا .